تبليغاتX
سیاسی ،اجتماعی ،فرهنگی
سه شنبه 28 آبان1387 ساعت 23:30
صادق محصولی مشاور ارشد و دوست نزدیک محمود احمدی‌نژاد سرانجام از مجلس شورای اسلامی برای حضور در راس وزارت کشور رای اعتماد گرفت و با آرایی بسیار شکننده و ضعیف به عنوان سومین وزیر کشور دولت نهم انتخاب شد. 

به گزارش خبرنگار شهاب‌نیوز؛ در جلسه علنی امروز سه‌شنبه مجلس شورای اسلامی؛ سید صادق محصولی با 138 رای مثبت (سفید)، 112 رای مخالف (کبود) و 20 رای ممتنع (زرد) از مجمع 273 نماینده به عنوان وزیر کشور انتخاب شد.

رای اعتماد مجلس به صادق محصولی بسیار شکننده و ضعیف است تا آن جا که می‌توان گفت در تاریخ 30 ساله جمهوری اسلامی، هیچ وزیر کشوری با چنین آرای پایینی روانه وزارت کشور نشده است. اسلاف او در دولت نهم یعنی مصطفی پورمحمدی با 153 رای سفید و علی کردان با 169 رای مثبت عازم ساختمان میدان فاطمی شده بودند. حتی عبدالله نوری وزیر چپ دولت اصلاح‌طلب خاتمی نیز برای حضور در وزارت کشور از مجلس اصولگرای پنجم 153 رای موافق گرفته بود. این در حالی است که صادق محصولی امروز سه‌شنبه تنها 138 رای به دست آورد و اگر فقط 2 نماینده به او رای نمی‌دادند؛ از ورود به وزارت کشور باز می‌ماند.
نوشته شده توسط دکتر علیزاده امامزاده | لینک ثابت | موضوع:  
چهارشنبه 1 آبان1387 ساعت 22:0
 

 

مدیر کل اشتغال اتباع خارجی وزارت کار در اظهاراتی تکان دهنده هشدار داد که اتباع بیگانه انحصار کامل و نیمه کامل برخی از مشاغل تخصصی و نیمه تخصصی در سطح ایران را از آن خود کرده‌اند و یادآور شد که در شرایط بیکاری گسترده جوانان ایرانی، دو میلیون شغل توسط فقط مهاجران افغانی اشغال شده که باعث خروج سالانه 5 میلیارد دلار از ایران می‌شود. 

به گزارش خبرنگار شهاب‌نیوز به نقل از خبرگزاری‌های داخلی (مهر و ایرنا)؛ محمد حسین صالحی مرام پیش از ظهر امروز چهارشنبع در نخستین گردهمایی مشترک سراسری بیمه بیکاری افزود: تا چندی پیش اتباع بیگانه در شغل‌های پست، سخت و زیان آور فعال بودند اما در حال حاضر، افاغنه مشاغل تخصصی و نیمه تخصصی کشور را در انحصار کامل یا نیمه کامل خود قرار داده‌اند که این موضوع در نوع خود مسئله بسیار مهمی به شمار می‌آید. 

وی در این رابطه اظهار داشت: در استان تهران در حال حاضر 50 هزار نفر خیاط افغانی در حال فعالیت هستند و حتی صنعت کفش را در اختیار خود قرار داده اند.

مدیر اشتغال اتباع خارجی وزارت کار با اشاره به اینکه در حوزه صنعت ساختمانی نیز افاغنه به انحصاراتی دست یافته اند، افزود: در تمام دنیا نیروی کار خارجی به عنوان یک ظرفیت تکمیلی شناخته شده و در بعضی از مواقع که بر اساس نیازسنجی ها نیروی کار بومی آمادگی انجام یک کار را ندارد از نیروی کار خارجی آن هم با طی مراحل پیچیده و سخت استفاده می شود.

صالحی مرام اضافه کرد: اما در کشور ما هر روز 12هزار نفر از اتباع بیگانه بدون طی مراحل قانونی وارد ایران می شوند که در چنین شرایطی نخواهیم توانست از نیروی کار خودمان صیانت کنیم.

وی با بیان اینکه متاسفانه به خاطر اینکه مشکلات مهمتری در مملکت وجود دارد مسئله اتباع بیگانه از اذهان کارشناسان پنهان مانده، افزود: در سال گذشته شمار اتباع بیگانه به یمن وجود سیاستهای انفعالی در کشور سه میلیون نفر ارزیابی شده و امسال حتی یک نفر نیز از اتباع بیگانه از سطح کشور اخراج نشده و حتی روزانه پنج هزار نفر نیز وارد ایران می شوند.

مدیرکل اشتغال اتباع خارجی وزارت کار گفت: بر اساس آمارهای موجود 85 درصد از افراد بیگانه جدید الورود به کشور را سنین 15 تا 24 سال تشکیل می دهند یعنی در رده سنی که ما با آمار بیکاری 24 درصد مواجه هستیم و در چنین شرایطی این اتباع بیگانه با اشغال اشتغال همچنان به روند بیکاری در این طیف سنی دامن می زنند.

وی با اشاره به اینکه برای ایجاد هر اشتغال 500 میلیون ریال هزینه محاسبه شده، افزود: اگر جمعیت اتباع بیگانه را در کشور دو میلیون نفر در نظر بگیریم برای تعریف مجدد شغل این افراد باید 100میلیارد دلار هزینه کنیم.

صالحی مرام با اعلام اینکه 50 درصد از این اتباع بیگانه به بیماریهای مقاوم به درمان نیز مبتلا هستند، افزود: متاسفانه شماری از این اتباع نیز در اشتغال های نظیر بسته بندی صنایع غذایی یا مسائل مربوط به سبزیجات فعالیت دارند.

این مسئول وزارت کار عنوان کرد: در امارات که 80 درصد جمعیت آنها را خارجی ها تشکیل می دهد و 20 درصد دیگر از کنار این 80 درصد زندگی شاهانه ای دارند اما در ایران بلایی بر سر مردم آمده که یک کارگر افغانی به سرعت وارد کار می شود و یک کارگر ایرانی باید تا ساعت 12 ظهر برای کار در یک ساختمان در زیر آفتاب بماند.

صالحی مرام با تاکید بر اینکه در چنین شرایطی باید انتظار داشت که نیروی کار ایرانی به انواع بزهکاریها و جرائم روی آورد، افزود: امروزه در سایه عدم توجه مناسب به مسئله طرد اتباع بیگانه شرایطی به وجود آمده که امکان رقابت مظلوم ترین افراد جامعه خود با اتباع بیگانه را نیز از آنها گرفته ایم.

وی با بیان اینکه این اتباع بیگانه نه مالیات می دهند، نه حق بیمه خود را پرداخت می کنند و نه در هیچ مرکزی شناسنامه و هویت دارند، افزود: کل بودجه کشور افغانستان 580 میلیون دلار بوده و افاغنه موجود در کشور ما حدود پنج میلیارد دلار ارز از ایران خارج می کنند آن هم از راه غیرقانونی و غیربانکی که در این صورت منفعتها را برای نظام بانکی و اقتصادی کشور از بین می برد.

مدیر اشتغال اتباع خارجی وزارت کار با بیان اینکه پلیس نیز در سطح کشور در حوزه اخراج اتباع بیگانه کم کاری می‌کند، افزود: فرمانده تهران طی نامه ای رسمی از کلانتریهای شهر خواسته که با کار اتباع بیگانه برخورد نشود و این موضوع به هیچ عنوان به نفع نیروی کار ایرانی نیست.

صالحی مرام در این رابطه اظهار داشت: برخی از اتباعی که چندین ماه از کشور و خانواده خود دور بوده اند و قصد دارند مدتی را به کشور خود بازگردند در حواشی کلانتری‌ها با هم به زد و خورد می پردازند تا پلیس آنها را دستگیر کند و به کشور خود بازگرداند یا آنقدر در مناطق نزدیک به یک کلانتری پرسه می زنند تا ماموران متوجه حضور آنها شوند.

وی با اعلام اینکه چنین بی توجهی هایی به نیروی و کار ایرانی ظلم است، افزود: به تازگی مشاهده شده یک شبکه مرمت آثار باستانی از 10 افغانی برای بازسازی برخی آثار به عنوان معرق کار استفاده کرده و باید گفت مگر در کشور خودمان کم استاد معرق کار داریم که باید از این افراد استفاده شود.

این مسئول گفت: یا اینکه چندی پیش وزارت کشور که یکی از متولیان اخراج اتباع نیز بوده نمایشگاهی از دستاوردهای صنایع دستی افاغنه در ایران برپا کرده بود که وزارت کار با مراجعه به محل نمایشگاه، آن را تعطیل کرد.

صالحی مرام گفت: افاغنه 500 هزار واحد مسکونی را در سطح کشور در اختیار خود دارند و در این خصوص وزارت مسکن می تواند اقدامی برای این بخش نیز به عمل آورد.

وی با تاکید بر لزوم طی مراحل قانونی برای اشتغال اتباع بیگانه گفت: این افراد هیچ شناسنامه و پرونده ای در کشور ندارند و اگر آنها دست به عمل خلافی بزنند نمی توانیم آنها را پیدا کنیم چون هیچ مشخصاتی از فعالیت آنها نداریم.
نوشته شده توسط دکتر علیزاده امامزاده | لینک ثابت | موضوع:  
یکشنبه 21 مهر1387 ساعت 10:32

 

 

دوره ي پيش دانشگاهي – چاپ سال 1387

1-  يادآوري: صفحه ي 3 و متن صفحه ي 91

2-  فعاليت ها: شامل:

استدلال در صفحه ي 17 – حل مسئله 18 و 138– تفكر: 28 بررسي:177، 72، 53، 52، 33 – برنامه ريزي :33و45 – ذكر نمونه ها: 41و66 – خودارزيابي: 41، 54، 49 – پيشنهاد:56 تطبيق: 71، 139، 155 و 159 خودكاوي: 42 مقايسه: 37، 117 نمونه يابي: 175 هم انديشي 172 و 180

3-  كليه بخش هاي براي مطالعه.

4-  برداشت در صفحات: 121 تا 128، 130 تا 133 و 161 تا 164

5-  ترجمه هايي كه در مقابل آيات نوشته شده است.

6-  پاورقي ها

  سال دوم (چاپ۸۵)

  فعاليت ها: شامل نمونه يابي در صفحات 15، 23، 156 – كشف عوامل صفحه ي 189- تفكر در صفحات 174،70،63 – خودكاوي در صفحات 97، 100، 130، 131، 141 – مقايسه در صفحه ي 102 – تطبيق در صفحات 132، 150، 159، 176و 181 – بررسي در صفحات 140، 148، 149، 172، 185 – پيام آيات درصفحه ي 161، همفكري 137، بيان نمونه ها 138

2-  پيشنهادها: در صفحات 18، 29 تا 33 ، 43، 55، 66، 75 تا 77، 85، 92، 118، 133، 167، 178و 194

3-  يادآوري ها در صفحات 9، 109 و 121

4-  بخش هاي براي مطالعه

5-  متن صفحات 34، 36 و شعر صفحه ي 65

6-  گام ها: در صفحات 35، 56، 107، 119، 134، 152، 168

7-  ترجمه هايي كه در مقابل آيات در كتاب نوشته شده است.

8-  پاورقي ها

 

سال سوم(چاپ 86)

1-  يادآوري صفحات: 5 تا 6 ، 188 تا 189 ، 204 تا 205

2-  اشعار: در صفحات 41 ،44 ،48

3-  فعاليت ها: تكميل: صفحه ي 11، بررسي صفحات 21، 151، 220، 235 نمونه يابي: صفحات 193، 196 جستجو: در صفحه ي 53 تطبيق در صفحه ي 61 ، 175 طبقه بندي: 215، 219 خودكاوي: 140، 195 راه حل: 223 مقايسه: 148 شناسايي عوامل: 236 برنامه ريزي: 156 انديشه: 169 ذكر نمونه: 180

4-  پيشنهاد: صفحات 13، 46، 63، 77، 93، 115، 132، 143، 160، 171، 200، 215، 225

5-  گام ها: صفحات 26، 78، 133، 161، 185، 201، 237

6-  تمام بخش هاي براي مطالعه

7-  ترجمه هايي كه مقابل آيات در كتاب نوشته شده است.

8-  پاورقي ها
نوشته شده توسط دکتر علیزاده امامزاده | لینک ثابت | موضوع:  
یکشنبه 31 شهریور1387 ساعت 20:52

 

حجت‌الاسلام و المسلمین سید محمد خاتمی در آستانه روز جهانی «گفتگوی تمدن‌ها» به دفاع از تئوری خود پرداخت و تاکید کرد «جنگ طلبان چه در این سوی دنیا و چه آن سوی دنیا با نظریه گفتگوی تمدنها مخالف هستند، تندروهای دنیای اسلام که نمونه آن را در ایران داریم، معتقدند که گفت وگوی تمدنها ممکن نیست و باید جنگ کنیم».

به گزارش خبرنگار شهاب‌نیوز، خاتمی طی مصاحبه‌ای با پایگاه اینترنتی بنیاد باران که روز شنبه منتشر شد در واکنش به انتقادات جریان حامی احمدی‌نژاد که ادعا می‌کنند ایده گفتگوی تمدن‌ها ایران را در موضع انفعال قرار داده است، گفت: «خوب بالاخره حرف زدن هزینه‌ای ندارد. خیلی حرف‌ها زده می‌شود، دروغ‌هایی گفته می‌شود و ادعاها مطرح می‌شود که در مورد آن وجدان جامعه و تاریخ قضاوت می‌کند که کدام سیاست در موضع عزت ملت ایران بوده است و کدام سیاست‌ها منافعی را برای مردم در بر نداشت. البته نمی خواهم به انگیزه‌ها رجوع کنم تصورم این است که همه حتی آنهایی که حرف‌های بی اساس می‌زنند، قصد خیر دارند، اما نمی دانند که حرف‌های آنها چه هزینه‌ای دارد».
 
رئیس‌جمهور سابق با اشاره به اظهارات آقای احمدی‌نژاد درباره نابودی اسرائیل تاکید کرد: «دو سال قبل حرف‌هایی زده شد که در همان زمان سردمداران اسرایل گفتند این بزرگترین هدیه‌ای بود که به اسراییل داده شد، گرچه ظاهر قضیه حرف‌های تند وتیز و ضد اسراییلی و ضد غربی بود و با قصد خیرهم بیان شد، اما بهترین هدیه برای تثبیت اسراییل به شمار می‌رود». 

وی افزود: ما معتقد بودیم و سعی کردیم ایران به عنوان کشوری که کانون انقلاب بوده، کانون استقلال خواهی، آزادی طلبی و پیشرفتخواهی باشد و در مقابل مطامع بیگانگان هم بایستد، و شیوه‌هایی که مناسب وضعیتش هست را انتخاب کند، اگر سیاست تنش زدایی را در عرصه سیاست خارجی انتخاب کردیم به معنی سازش نبود و در راستای دفع مخاطرات و هزینه‌ها از کشور بود، بدون اینکه هزینه‌ای را پرداخت کنیم یا از اصول و منافع تنزّل کنیم. 

خاتمی ادامه داد: «دراینجا لازم می‌دانم خاطره‌ای را نقل کنم دو سال قبل که به آمریکا سفر کردم یک سخنرانی دردانشگاه‌هاروارد داشتم که دوستان بسیار نگران بودند، چون در آنجا یهودیان زیادی حضوردارند وثبت نام برای شرکت درمراسم سخنرانی ازطریق اینترنت و آزاد انجام شده بود وهیچ گزینشی انجام نشد و حتی تعدادی ازآنها با کلاهای مخصوص یهودیان درجمع حاضر شدند و در مقطعی که مصادف باطرح مسأله هولوکاست از جانب ایران بود سوال‌های تندی را نیز مطرح کردند، اما بعد از این جلسه یکی ازنویسنده‌های معروف بوستون گلاب که یکی از روزنامه‌های معروف بوستون است و خیلی مخالف سفرمن به آمریکا بود، نوشت که خیلی برای ما شگفت انگیز و درد آوربود که خاتمی به اینجا آمد به شدت از آمریکا انتقاد کرد، برایش کف زدند، به شدت به اسراییل وصهیونیست حمله کرد، مورد تشویق قرار گرفت و از حزب الله به شدت دفاع کرد باز هم مورد تشویق قرارگرفت و ما فقط دعا می‌کنیم آدم‌های مثل او که بسیار خطرناک هستند، برسر قدرت نیایند. آیا این انفعال است؟ آیا این که نماینده ملت ایران برود و حرف‌هایی را بزند و محکم هم حرف بزند و کمترین هزینه را ازجیب ملت نپردازد، انفعال است؟ آیا موضعگیری‌های تند و تیز و حساب نشده‌ای که هزینه فراوان برای ایران داشته باشد و به هیچ یک از اهدافش نرسد و صرفا ملت با پرداخت هزینه‌هایی در وضعیتی قرار بگیرد که زندگی برایش سخت تر شود و به تولید، اشتغال و بازارش لطمه بخورد و امید به زندگی کم شود دیپلماسی فعال است؟».
نوشته شده توسط دکتر علیزاده امامزاده | لینک ثابت | موضوع:  
جمعه 22 شهریور1387 ساعت 20:48

در آیه شریفه 6 سوره مائده آمده است :

"یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِذا قُمْتُمْ إِلَی الصَّلاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ وَ أَیْدِیَکُمْ إِلَی الْمَرافِقِ وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ إِلَی الْکَعْبَیْنِ"

ای کسانی که ایمان آورده‏اید! هنگامی که به نماز می‏ایستید، صورت و دستها را تا آرنج بشویید! و سر و پاها را تا مفصل ]> برآمدگی پشت پا[ مسح کنید! در جمله نخست لفظ «ایدی» بکار رفته که جمع «ید» است و چون «ید» در زبان عربی استعمالات مختلفی دارد و گاه به انگشتان دست، گاه به انگشتان تا مچ، گاه به انگشتان تا آرنج، و گاه به کل دست از انگشتان تا کتف اطلاق می‏شود لذا «الی المرافق» در صدد بیان مقدار واجب است نه در مقام بیان کیفیت غَسل و شستشوی دست.

اما راجع به مسح پاها، آیه شریفه بخوبی دلالت دارد که انسان برای گرفتن وضو دو وظیفه دارد:

1 ـ شستن دست‏ها و صورت« فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ وَ أَیْدِیَکُمْ إِلَی الْمَرافِقِ ».

2 ـ مسح سر و پاها« وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ إِلَی الْکَعْبَیْنِ" ».

چنانچه ما این دو جمله را به نزد عرب زبانی که ذهن او مسبوق به هیچ یک از مشارب فقهی نباشد؛ بدهیم، بی‏تردید خواهد گفت که وظیفه ما نسبت به صورت و دستها شستن و نسبت به سر و پاها مسح است.

از نظر قواعد ادبی لفظ «أَرْجُلَکُمْ» عطف بر کلمه «رُؤُسِکُمْ» می‏باشد که نتیجه آن مسح پاهاست و نمی‏توان آن را بر جمله پیشین و کلمه «ایدیکم» عطف کرد تا نتیجه‏اش شستن پاها شود زیرا لازمه این کار این است که در بین معطوف (أَرْجُلَکُمْ) و معطوف علیه (أَیْدِیَکُمْ)، جمله معترضه «وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِکُمْ» قرار گیرد که از نظر عربی درست نیست و مایه اشتباه در مقصود می‏باشد.

ضمنا در «أَرْجُلَکُمْ» میان قرائت نصب و قرائت جر فرقی وجود ندارد و بر مبنای هر دو قرائت کلمه «أَرْجُلَکُمْ» عطف بر «رُؤُسِکُمْ» است، با این تفاوت که اگر بر ظاهر آن عطف شود مجرور، و اگر بر محل آن عطف شود منصوب خواهد بود.

نوشته شده توسط دکتر علیزاده امامزاده | لینک ثابت | موضوع:  
جمعه 22 شهریور1387 ساعت 20:27

  


بطور خلاصه برخی ضررهای رعایت نکردن پوشش مناسب بانوان .

الف) برهم خوردن آرامش روانی
هنگامی که مردان و زنان در جامعه با حالتی برانگيزاننده ظاهر و هر لحظه با صحنه ای وسوسه انگیز مواجه شوند، هوس ها و امیال نفسانی در افراد جامعه بیدار شده و از آنجا که نفس انسان با رسیدن به یک هوس سیر نمی شود و این هوسبازی همچون شعله ی آتشي می ماند که هر چه هیزم به آن می رسد فروزان تر می شود، و از طرفی همه ی هوس ها پاسخ خود را نمی یابند و نمی توانند بیابند، فشار های عصبی و هیجانات روحی کم کم زیاد شده و نتیجه ی آن به شکل استرس، نگرانی، تفرق حواس، بداخلاقی و ... ظاهر می شود.

ب) سست شدن بنیاد خانواده
مردی که هر روز ده ها زن آرایش کرده و بی حجاب را می بیند و در محیط کار و مسیر حرکت با آنها مواجه می شود، بویژه هنگامی که لبخند و سخنان صمیمی و دلنشین آنان را می بیند و می شنود، وقتی به خانه می رسد، از مشاهده همسر خود که از زحمات کار روزانه خسته و غبار گرفته است، لذت نمی برد. در این شرايط کافی است که از تعهد و تقوی هم کم بهره باشد تا همسر خود را با ديگران مقایسه نموده و در نتیجه از زندگی مشتركشان دلسرد و زمینه ی انحراف و کژروی و احیاناً جدایی فراهم شود. بارها در جراید خوانده و یا از اشخاص شنیده ایم که آقایی با خانمی که در محیط کار یا تحصیل اوست ازدواج کرده و به تقاضای او همسر قبلی خود را طلاق داده است.
افزایش طلاق، افزایش تعداد کودکان فراری و خیابانی و کثرت فرزندان نامشروع که ناشی از اختلافات خانوادگی و بی میلی زن و شوهر نسبت به ادامه زندگی است، قابل انکار نیست، كه بیشتر این موارد ریشه در توجه به زنان و مردان کوچه و خیابان و محل کار دارد.
مشاهده زنان و دختران جوانی که بدون پوشش صحیح و یا خودنمایی و جلوه فروشی های مسموم در جامعه ظاهر شده اند، باعث تحریک مردان و پسران جوان شده و آنان را به وادی هرزگی و پوچی کشانده، به گونه اي كه حتی دانشگاه و کار را رها کرده و سر از زندان یا مراکز فساد و اعتیاد درآورده اند. آیا جبران خسارت ضایع شدن عمر این جوان ها کار ساده ای است؟ و آیا ضرری که از این ویرانگری های فکری و فرهنگی متوجه جامعه می شود، خسارتی ناچیز و قابل جبران است؟

ج) افزایش ناامنی و خیانت

سارقان همیشه در پی سرقت و تصاحب اموال دیگران هستند. اما هنگامی که شخصی بی احتیاطی می کند، مثلاً در خودو خود را باز می گذارد یا درب منزل را نمی بندد و یا طلا و جواهرات و پول خود را در معرض دید قرار می دهد، بیشتر در معرض دستبرد قرار می گیرد؛ چرا که سارقان زمینه را برای فعالیت خود مهیاتر می بینند.
همینطور افراد بیمار دل و کسانی که دنبال هوسرانی و کامجویی اند، وقتی خانمی را می بینند که پوشش لازم را ندارد و یا در مکان های عمومی با آرایش و لباس های برانگیزاننده حضور پیدا کرده، بیشتر تحریک می شوند، به او تعرض می کنند و با ایجاد مزاحمت های مختلف به اذیت و آزار می پردازند، تا آنجا که آبرو و حتی جان چنین خانم هایی بارها به دست این گونه افراد به خطر افتاده است.
اگر پرونده جانیانی که با عنوان هایی نظیر "خفاش شب"، "گروه عقرب"، "گروه باغ آلو" و ... محاکمه شده اند را مرور کنیم، خواهیم دید که تقریباً تمام کسانی که به دام اینان افتاده و پس از تحمل آزار های فراوان جان خود را از دست داده اند، خانم هایی بوده اند که پوشش لازم و خداپسند را نداشته اند. متأسفانه اینگونه قربانیان حوادث ناگوار کم نیستند و شک ندارم که اکثر آن قربانیان هرگز نه قصد ایجاد ناامنی در جامعه را داشته و نه از جان خود سیر شده بودند، بلکه به گمان خود می خواستند با لباس و آرایش مورد علاقه شان در کوچه و خیابان ظاهر شوند؛ غافل از اینکه این کار چه نتایج تأسف باری به دنبال دارد.

د) کم شدن ارزش و احترام زن در خانواده و جامعه
هنگامی که زنان در جامعه خودآرایی و خودنمایی نکنند و آرایش و دلربایی را به محیط خانواده محدود کرده، ویژه ی همسران خود قرار دهند، هر مردی برای همسر خود ارزش و احترام لازم را قائل است و نعمت زیبایی وسیله ای برای گرمی زندگي و حفظ حرمت همسران می شود. اما زمانی که این کار همگانی شود و هر مردی به راحتی از ده ها زن در کوچه و خیابان با نگاه و ارتباط نادرست بهره برد، دیگر حرمت و جایگاه زنان و نقش اصلی و امتیازات واقعی آنان به فراموشی سپرده خواهد شد و زنان تنها وسیله ای می شوند برای کامجویی مردان. در چنین شرایطی است که ممکن است مردی در کمال بی انصافی و نمک نشناسی به همسر خود بگوید: "زن هرچه بخواهم در کوچه و خیابان ریخته است."
چه زشت است این تعبیر، و چه سنگین است جرم کسانی که سبب می شوند ارزش زن تا این حد سقوط كند. و از این دردناک تر سوء استفاده ی برخی پول پرستان و دنیا طلبان از دختران و زنان و تبدیل کردن آنها به کالا و بلکه کمتر از کالا ست.
سؤال دیگری اینجا مطرح است؛ آیا لزوم پوشش بانوان در قرآن مطرح شده؟
بله، اتفاقاً بحث لزوم پوشش بانوان از مواردی است كه به صراحت و روشنی در دو جاي قرآن آمده است؛ یکی در سوره ی نور، آیات 30 و 31 و دیگری در سوره ی احزاب آیه 59.
البته بر اهمیت عفاف و پاکدامنی و حفظ حرمت اجتماع به طرق مختلف و مکرر در قرآن تأکید شده است، اما کیفیت پوشش بانوان در دو مورد به روشنی بیان شده است.
در این آیات این نکته ها مطرح شده:
الف) تذکر به مردان در باب پرهیز از نگاه حرام و رعایت پاکدامنی
ب) تذکر به زنان در باب پرهیز از نگاه حرام و رعایت پاکدامنی
ج) نهی زنان از آشکار نمودن سینه ها
د) پوشاندن گردن و سینه با روسری یا مقنعه
ه) ذکر موارد استثنا از حکم پوشش
و) پرهیز از خودنمایی و جلب توجه نامحرمان

مورد سوم و چهارم که بیشتر مربوط به بحث ماست، بنابراین به این دو مورد بیشتر خواهیم پرداخت.

نهی زنان از آشکار نمودن زینت
در بخشی از آیه می خوانیم: «و لا یبدين زینتهن الا ما ظهر منها؛ نباید زنان زینت های خود را آشکار کنند جز آن مقدار که طبیعتاً ظاهر است.»
واژه ی "زینت" در لغت به معنی چیزی است که موجب آراستگی است. در کهن ترین متون لغوی می خوانیم که «الزین نقیض الشین... و الزینة جامع لکل ما یتزین به؛ زیبایی نقیض زشتی است... و زینت آنچه را به واسطه ی آن آراستگی حاصل آید در بر دارد.» (1)
پس در حقیقت زینت عبارتست از نیکویی در هر چیزی، خواه عرضی باشد یا ذاتی؛ بنابراین زینت در زن، هر چیزی است که در شمار زیبایی ها و آراستگی ها و نیکویی ها آید.
بنابراین زینت را چنین تقسیم بندی می کنیم:
الف) زینت طبیعی: مانند موی سر.
ب) زینت مصنوعی:
1- رنگ: مانند آنچه که با لوازم آرایشی برر روی صورت انجام شود.
2- لباس: مانند برخی روسری ها که رنگ و نقش جالب توجه و تحریک کننده دارد.
3- زیور: مانند النگو و گردن بند.
اکنون که مفهوم زینت رامتوجه شدیم، باز آیه شریفه را مرور می کنیم:
«آنان نباید زینت خود را آشکار سازند.»
با توجه به مصادیق زینت و مثال هایی که زدیم، به روشنی به چشم می خورد که خداوند اجازه نداده است زینت زن یعنی موی سر او، آرایش صورت، لباس های مهیج و زیور آلات او برای نامحرمان آشکار باشد. و در ادامه آیه می فرماید: «الا ما ظهر منها؛ جز آن مقدار که طبیعتاًً ظاهر است.»

پوشاندن گردن و سینه به وسیله روسری یا مقنعه
در ادامه ی آیه می خوانیم: «وليضربن بخمرهن علی جیوبهن.» واژه "خمر" جمع "خمار" در اصل به معنی پوشش است، ولی معمولاً به چیزی گفته می شود که زنان با آن سر خود را می پوشانند (روسری یا مقنعه). "جیوب" جمع "جیب" به معنی یقه ی پیراهن است که از آن به گریبان تعبیر می شود و گاه به قسمت های بالای سینه (به تناسب مجاورت با آن) نیز اطلاق می گردد.
زنان قبل از نزول اين آیه، دامنه ی روسری خود را به شانه ها یا پشت سر می افکندند، به طوری که گردن و کمی از سینه آنها نمایان می شد و خداوند با فرستادن این آیه دستور داد زنان روسری خود را بر گردن خود بیفکنند تا هم گردن و هم آن قسمت از سینه که بیرون است پوشیده باشد.
برای توضیح بیشتر درباره مفهوم و لغات آیه شریفه می توان به تفاسیر مختلف عربی و فارسی از جمله تفسیر نمونه، جلد 14 مراجعه کرد.
به نظر می رسد هر بانوی مسلمان می تواند با انگیزه هايی پوشش مناسب داشته و حضورش در جامعه حضوری سالم و مفید باشد.

ابزار صداقت در دوستی با خداوند
بارها شاهد بوده ایم که افرادی اظهار دوستی و علاقه و ارادت پیدا کرده و گاهی از الفاظی نظیر "چاکرم"، "مخلصم"، "فدایت شوم" و ... استفاده کرده اند. اما فرض کنيم روزی به یکی از این افراد بگویی من مبلغی پول لازم دارم، در جواب خواهد گفت: "شرمنده ام، اتفاقاً من می خواستم همین درخواست را از شما بکنم." روز دیگر كه به او بگویی: «اگر ممکن است فلان کتاب را به من امانت بده بخوانم»، بگوید: «اتفاقاً خود تصمیم گرفته ام آن را مطالعه کنم.» بار دیگر و بار دیگر، هر بار از انجام خواسته مان سرباز زند و تنها به همان چاکرم و فدایت شوم لفظی اکتفا کند.
آيا در دل نخواهيم گفت اين چه دوستي است كه از زبان فراتر نمي رود و هيچ نمودي در خارج ندارد؟ اكنون درباره ي رابطه خود با خدا بايستي انديشيد. ما به خداي مهربان مان اظهار بندگي و اطاعت و دوستي مي كنيم و نشانه ي صداقت در اين دوستي انجام كاري است كه او مي پسندد.
مهمترين انگيزه براي پوشش تو همين است كه بخواهي به پروردگار خودت، خالق و رازق و فريادرس و بهترين دوست خودت، اظهار محبت كني و صداقت خويش را با گردن نهادن به خواسته ي او ثابت نمايي.

شكر نعمت هاي الهي و سلامتي و زيبايي
وقتي انسان سري به بيمارستان مي زند و بيماراني را مي بيند كه از نعمت سلامتي محرومند، جوان هايي را مي بيند كه چگونه روي تخت ها افتاده و در آرزوي روزي هستند كه بتوانند با پاي خود به محيط خانواده و جامعه بازگردند، آنگاه متوجه نعمت سلامتي مي شود.
اين سلامتي و زيبايي كه از بزرگترين نعمت هاي خداوند است، تشكر لازم دارد و حداقل تشكر و سپاسگزاري اين است كه به وسيله همان نعمت، با بخشنده ي نعمت مخالفت و معصيت نكند.
جا دارد كه يك بانوي مسلمان با حوصله بيشتر به اين عبارت دقت كند: «آيا انصاف است با وجود تمام اين نعمت ها با دشمن خدا (شيطان) همكاري كرد و خواسته ي خداوند بخشنده را ناديده گرفت؟!»
اگر روزي همراه فرزند خويش از راهي عبور كنيم، چند كودك را ببينيم كه مشغول بازي اند و از سبد سيبي كه همراه داريم به هر كدام يك سيب هديه بدهيم، در عوض چنانچه آنها از ما تشكر نكنند، بلكه كمي از سيب را خورده و باقيمانده آنرا به سر و صورت فرزندمان بزنند و او را مجروح سازند، قضاوت ما در مورد آنها چگونه خواهد بود؟
حال خداوند سبحان كه فرزند ندارد، اما مردم بندگان خدا و خانواده اويند؛ اگر خانمي به جاي شكر نعمت زيبايي و سلامتي، سبب بيماري روحي و آسيب ديدن باطني و روان بندگان خدا شود و آنان را از راه سعادت و كمال منحرف كند و به بيراهه، هواپرستي و شهوتراني بكشاند، چنين فردي چه تفاوتي با آن كودكان ناسپاس دارد؟
آري، شكر نعمت زيبايي و سلامتي، انگيزه ي مهم ديگري براي رعايت پوشش خداپسندانه است.

خلع سلاح شيطان
شيطان كه دشمن قسم خورده ي ما انسان هاست، همواره درصدد فريبكاري و ضربه زدن به ماست. او در پي زمينه هايي مي گردد كه بهتر بتواند انسان ها را فريب دهد. نداشتن پوشش مناسب، آرايش و خودنمايي زنان بهترين دام ها و وسايل وسوسه شيطان و فريبكاري اوست. چه بسيار پاكاني كه تسليم زر و زور نشده اند، ولي شيطان آنان را از طريق زناني بي توجه و خام، زمين زده است و از بهشت برين به جهنم كشانده است.
آري، بي جهت نيست كه پيامبر عزيزمان فرمودند: «النظر سهم مسموم من سهام ابليس؛ نگاه حرام تير زهرآلود شيطان است.» همانند يك شكارچي اگر نتواند آهوي تيزپايي را شكار كند، با پرتاپ تيري او را ضعيف و حركت او را كند مي كند و آنگاه به سرعت خود را به او مي رساند و او را مي گيرد.
همين طور وقتي شيطان مي خواهد دختر يا پسري با ايمان و متعهد را اسير خود كند،اما مقاومت او را مي بيند، ابتدا او را وسوسه مي كند تا با چشمش خيانت كند و با ترغيب او به نگاه حرام، نيروي ايمان را در وجود او تضعيف مي كند و كم كم او را به دام خود مي اندازد.
مي خواهم اين نتيجه را بگيرم كه يكي از انگيزه هاي قوي حفظ پوشش و عفاف و وقار، اينست كه هر بانوي مسلمان و معتقد اين سلاح را از شيطان بگيرد و او را از خود نا اميد سازد، و اجازه ندهد شيطان از او در جهت تأمين منافع خود استفاده كرده و او را به دام خويش گرفتار نمايد.

تحصيل امنيت فردي و اجتماعي
خانمي كه پوشش صحيح ندارد و خودآرايي مي كند، افراد مريض و مغرض را متوجه خود کرده و طبيعي است كه چنين افرادي مزاحمت هايي براي او ايجاد كنند و كم كم با شيوع اين برخوردها، ناامني در جامعه گسترش يابد. همانگونه كه قبلاً اشاره كردم، اغلب اسيدپاشي ها، آدم ربايي ها، تعرض ها و بي حرمتي ها نسبت به خانم هايي صورت گرفته كه از پوشش خوب و وقار لازم برخوردار نبوده اند. پس مي توان ادعا كرد كه حفظ امنيت فردي و اجتماعي هم از جمله انگيزه هاي قوي حفظ پوشش است.

شريك نشدن در جرم و تقصير ديگران
برخي از خانم ها كه با پوشش مهيج و آرايش هاي توجه برانگيز در كوچه و خيابان حاضر مي شوند، مي گويند: "ما نه خود اهل هرزگي و خيانت به همسرانمان هستيم و نه به افراد فاسد اجازه مي دهيم كه متعرض ما شوند و حتي با ما صحبت كنند؛ پس ما در عين حال كه پوشش لازم را نداريم، هرگز اجازه نمي دهيم از ما سوء استفاده شود و يا به دام افراد شياد و فرصت طلب بيفتيم."
بايد به چنين افرادي گفت وقار و متانت شما در مقابل نامحرمان ستودني و ارزشمند است، اما از دو نكته نبايد غافل شد؛
پيش از هر چيز، وقتي فهميديم پوشش بانوان خواست خداوند و فرمان اوست، در هر حال بايد مطيع او باشيم؛ حال در اين زمينه سوءاستفاده ي شيطان فراهم باشد يا نباشد. دوم اينكه گاهي اتفاق مي افتد مثلاً جواني با ديدن يك خانم كه پوشش مناسب ندارد و با اين سر و وضع برانگيزاننده در خيابان حاضر شده، تحت تأثير وسوسه هاي شيطاني قرار مي گيرد و مي خواهد مزاحمتي براي آن خانم ايجاد كند، اما با برخورد تند او مواجه شده و برمي گردد. ولي اين طوفان دروني او را به حال خود نمي گذارد و باعث مي شود به سراغ ديگري رفته و براي بقيه مزاحمت ايجاد كند. فريب خوردن دختري جوان و جدا شدن او از خانواده و درگيري و ضرب و شتم و گاهي فجايع ديگر، همه و همه پيامدهاي اين وضعيت اند. عامل اصلي اين خطاها و خسارت ها، همان خانمي است كه با وضع نادرست خود، زمينه ساز اين وسوسه ها و اشتباه ها شده است.
گاهي اين اشتباهات به خطاهاي بزرگتري منجر مي شود و جرمي بسيار سنگين پدپد مي آورد. و صد البته مسؤوليت اصلي اين وضعيت بر دوش مسبب اصلي و عامل اول است.
حال بايد انديشيد كه جرم خانم بي احتياطي كه با لباس و آرايش نامناسب خود، جواني را در معرض سيل وسوسه هاي شيطاني قرار داده، چقدر سنگين است و در چه گناهان بزرگي شريك شده، در حالي كه خود از همه جا بي خبر است و در دل مي گويد "من كه به كسي كاري ندارم و به راه خود مي روم."
پس گاهي رعايت نكردن پوشش و نداشتن وقار لازم، انسان را شريك جرم ديگران قرار مي دهد. پيامبر عزيزمان مي فرمايند: «هر كس سنت و روش حسنه اي را رواج دهد كه پس از او ديگران از آن تبعيت كنند، با عمل خوب هر نفر، ثوابي هم به آغازگر آن سنت حسنه داده مي شود، بدون اينكه از پاداش انجام دهنده ي عمل كم شود. و هر كس سنت و روش نادرستي را در جامعه رواج دهد و ديگران از او تبعيت نمايند، با عمل هر كس، يك گناه هم در نامه ي عمل آغازگر آن خطا و خلاف نوشته مي شود، بدون آنكه از گناه انجام دهنده ي آن چيزي كم شود.»


1- العين/ خليل بن احمد فراهيدي 
نوشته شده توسط دکتر علیزاده امامزاده | لینک ثابت | موضوع:  
پنجشنبه 21 شهریور1387 ساعت 13:14
 

پرفسور مولانا تاکيد کرد: طرح شعار گفت‌و‌گوي تمدن‌ها فريب‌خوردگي بود، بايد «تمدن گفت‌وگوها» را مطرح کنيم.

پرفسور حميد مولانا روز چهارشنبه در آيين رونمايي از کتاب حکمت و ديالکتيک گفتاري در انديشه و روش دکتر محمود احمدي نژاد رييس جمهوري به قلم مجتبي زارعي با مقدمه پرفسور حميد مولانا تصريح کرد: فرهنگ غرب، فرهنگ مجادله و ستيزه است.

وي از اينکه اين فرهنگ به ديگر کشورها از جمله کشورهاي مسلمان و از جمله ايران تا حدوي سرايت کرده ابراز تاسف کرد و گفت: در برابر تصميم آنها فريب خورديم و به جاي مقابله با مجادله فرهنگ‌ها، ما گفت‌وگوي تمدن‌ها را مطرح کرديم، چيزي که فراموش کرديم موضوع تمدن گفت‌وگو بود، نه گفت‌وگوي تمدن‌ها.

مولانا در بخش ديگري از سخنان خود فرهنگ آمريکا و اروپايي‌ها را فرهنگ مجادله و ستيزه‌جويي دانست و تاکيد کرد: گفتمان آنها در دنيا يک گفتمان مجادله است.

مشاور رييس‌جمهوري اظهار داشت: در مدت 50 سال تدريس در دانشگاه‌هاي آمريکا متوجه اين مسأله شدم که در فرهنگ آنها حکمت و فضيلت معنا ندارد و تنها به مسايل تئوريک و آکادمي مي‌پردازند

مشاور رييس‌جمهوري خاطرنشان کرد: اگر امروز مي‌بينيم که برخي رسانه‌ها به جاي پرداختن به رسالت خود مدام جيغ مي‌کشند و غوغاسالاري مي‌کنند، بايد ببينيم که از کجا آب مي‌خورند.


جناب مولانا حمایت بی دریغتان از دولت کنونی وانتقاد شما از دولت های گذشته بالاخص ۱۶ سال نشانگر اینست که شما نیز از سیاسی کارانی هستید که چشم بر واقعیت بستید ودر جهت رسیدن به اهداف خود از هر وسیله ای استفاده می کنید وفکر می کنید که با این بیاناتتان می توانید فکر مردم رو منحرف سازید واعتماد مردم رو به روسای جمهور  سابق و عملکردهایشان خدشه دار نمایید    


مولانا گفت: منظورم حمايت از جنبه مادي نيست بلکه حمايت‌هاي فکري است، چرا که انقلاب اصلي در دنياي امروزي انقلاب فکري است و بالاترين انقلاب فکري و انساني، انقلاب دروني است چرا که تا عقل و دل عوض نشود، انقلاب حاصل نمي‌شود. وي با اشاره به انقلاب اسلامي و رهبري آن توسط امام راحل گفت: حضرت امام هم هدفش از انقلاب، انقلاب دروني در انسان‌ها بود.

مشاور رييس‌جمهوري خاطر نشان کرد: امروز هم آقاي احمدي‌نژاد دقيقا از اين تفکر و انديشه امام (ره) وام گرفته و در همان سمت و جهت حرکت مي‌کندولانا با اشاره به عملکرد مسؤولان در 16 سال گذشته و کوتاهي آنها در اين زمينه‌ها گفت: مي‌توان گفت: آنها هم قصور داشتند و هم تقصير. ما اعتقاد داشتيم که بعد از جنگ تحميلي نياز به بازسازي داشتيم اما بازسازي بر اساس کدام مدل و روش اسلامي؟


یعنی جناب اقای مولانا  اقای احم...... در صدد انقلاب فکری وانسانی و انقلاب درونی در ما مردم ایران است زهی خیال باطل  به نظرم اولین قدم ایشان باید این باشد که مانند امام راحل خودسازی رو از خود شروع بکند ایا امام خمینی ره همانند ایشان فامیل بازی( پور احمدی . احمدی مقدم .الهام . مشایی ) می کرد که ایشان رو شبیه امام راحل می کنید


وي در بخش ديگري از سخنان خود گفت: کار به جايي رسيده که رييس‌جمهوري از ولايت تکويني حرف مي‌زند در کشوري که تمام اساس آن ولايت تکويني است، به او حمله مي‌شود و افکارش زير سؤال مي‌رود.

به نظرم ایشان در باب رحیم مشایی ومشکلات اقتصادی مردم صحبت بکند کافی نیازی نیست که در خارج از حوزه تخصص خود قلم فرسایی وسخرانی کنند 


مولانا اضافه کرد: آيا اگر رييس‌جمهوري سخنان خود را مسأله ولايت تکويني آغاز کند اتفاقي خاصي مي‌افتد که اينقدر به او حمله مي‌شود؟

نوشته شده توسط دکتر علیزاده امامزاده | لینک ثابت | موضوع:  
دوشنبه 18 شهریور1387 ساعت 19:4
اظهارات رحيم مشائی درباره ملت اسرائيل يعني يهوديانی كه به سرزمين فلسطين كوچ داده شده اند تا آرمانهای صهيونيسم جهاني به منصه ظهور برسد و ظلمی كه مدعی دچار شدنش هستند يعنی همان هلوكاست جبران گردد، اين روزها به دردسری واقعی برای احمدی نژاد تبديل گشته است. هنوز احمدی نژاد از معرفی پرسروصدای كردان و هزينه كردن از رهبری خلاص نشده كه داستان مشائی آغاز گرديد، داستانی كه همچون قضيه كردان خود كرده بود نه رقيب و مخالف ساخته.

مشائی كيست و در دولت نهم چه مي كند؟ بعد از انتخابات دكتر احمدی نژاد بعنوان رئيس جمهور دولت نهم، بسياری از نزديكان رئيس جمهور منتخب تلاش وافری كردند تا ماهيت مشائی را برای محمود احمدی نژاد روشن كنند از آن جمله حاج داوود احمدی نژاد برادر و بازرس ويژه رئيس جمهور بود كه در كشاكش انتخاب وزراء، معاونين و حلقه مشاورين رئيس جمهور پرونده سنگينی به قطر ده ها سانتيمتر مهيا ساخت تا شايد از ورود مشائی به كابينه جلوگيري كند ولی احمدی نژاد از جلسه تنفيذ حكم رياست جمهوريش مستقيم به خانه مشائی رفت تا زحمات حاج داوود احمدی نژاد به هدر رود.

گرچه احمدی نژاد مشائی را برای وزارت معرفي نكرد اما وی را به سمت معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان ميراث فرهنگی و گردشگری كه بعدها سازمان صنايع دستی نيز در آن ادغام گرديد برگزید و سفرهای خارجی و ارتباطات مسئله دار مشائی در آن سازمان مورد ساز شد.

جدا از مناسبات خارجی مشائی، نفوذ كلام او بر رئيس جمهور برای نزديكان احمدی نژاد نيز محل سؤال و دردسر شد آنچنانكه رضاخواه از مسئولين اصلی ستاد انتخاباتی احمدی نژاد، مشائی را از بلوك هاي بتنی گرداگرد احمدی نژاد خطاب كرد كه مانع رسيدن حرف حق به رئيس جمهوری محبوبش مي شود. و بعد مسئله اين شد كه مشائی چگونه توانست اين چنين بر احمدی نژاد تفوق يابد؟ مشائی با سابقه امنيتی و تشكيلاتی خاص، حساسيت ها و علاقه مندی های احمدی نژاد را به خوبی شناسايی كرد و در اين مسير احمدی نژاد را به اين باور رسانيد كه او وظيفه ای تاريخی به عهده دارد كه همانا آماده سازی زمينه های ظهور منجی عالم، قسمتی از آن است. عده ای معتقدند مشائی علوم غريبه مي داند و البته بعضی موضوع را ساده تر می پندارند يعنی ادعای ارتباط مشائی با بعضی از مرتبطين امام زمان(عج) برای احمدی نژاد كفايت می كند تا هدايت های مشائی را بپذيرد و مشائی پل ارتباطی و البته سريع الانتقال باشد، بدبين ها مشائی را از عناصر اصلی حجتيه جديد تعريف می كنند همان هايی كه به احمدی نژاد وعده شهادت قبل از اتمام سال دوم رياست جمهوريش را داده بودند.

البته مسئله مشائی سر درازتری دارد و آن اين كه گويا مشائی مسئول و رابط پروژۀ برقراری رابطه با آمريكا در دولت نهم شده، اتفاقی كه اگر به وقوع بپیوندد به عقيده بسياری زمينه ساز رأی آوری مجدد احمدي نژاد خواهد شد. مطالب مشائی نيز در اينجا معنا پيدا می كند يعنی او ناچار از اين است كه بی پروا و يكباره آرمانها و خط قرمزها را لگدمال كند، در غير اين صورت پروژه دچار آسيب مي شود و آن طرف آبی ها شايد پا پس بكشند. بي شك مشائی دچار تند روی شده و حتی اگر اين مطالب را برای تست كردن اركان نظام، مسئولين و مردم حزب الله مطرح كرده باشد، دوز بالای آن بی ترديد مشائی را از رياست سازمان بر كنار خواهد كرد حتی اگر عذر خواهی كند اما مسئله اصلی اين است كه آيا احمدی نژاد می خواهد و يا می تواند از خير مشائی بگذرد و گره هايی كه با او برقرار كرده مثل پيوند خانوادگی روند عبور اصولگرايان و انقلابيون را از احمدي نژاد تسهيل نخواهد كرد؟ و آيا بزرگان نظام حاضر به خالی كردن پشت حزب الله و حماس مي شوند؟ و آيا واقعاً انقلاب آنقدر پشتيبانی های مردمی اش را از دست داده است كه حاضر باشيم برای حفظ نظام هر خفتی را پذيرا باشيم.
نوشته شده توسط دکتر علیزاده امامزاده | لینک ثابت | موضوع:  
یکشنبه 13 مرداد1387 ساعت 15:41

به نام خُدا

 

 

 

     مباحث مطرح شده در مناظره ی مربوط به بررسی عملکرد دانشگاه آزاد اسلامی  و بویژه  پاسخ غیر علمی آقای عباس سلیمس نمین مدیر دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران تحت عنوان "  سازمان را سپر مدیر متخلف نکنید " مُندرج در روزنامه ی ایران شماره ی 3977 مورخ 24/4/1387 صفحه ی 5 به دفاعیه ی موجه و منطقی آقای صادق زیبا کلام از این دانشگاه با عنوان " جایزه نوبل افشاگری به چه کسی تعلق می گیرد ؟ " ؛ بواسطه ی تعهد سازمانی ، رسالت خطیری را در مقام تداوم "  دفاع مقدسِ "  علمی و فرهنگی از شیوه ی مدیریت موفق دانشگاه و نیز هدایت و روشنگری افکار عمومی متوجه ما می سازد . براین اساس ، موارد ذیل را متذکر می گردد :

     1 ) در آغاز ُسخن ؛ تاکید می نماید که جامعه و نظام سیاسی ما ُمتکی بر فرهنگ ُمتعالی اسلام و انقلاب است که همواره از طرح مسائل مدیریتی سازمان ها در چهاچوب مباحثی دوسویه به منظور روشن ساختن واقعیت ها استقبال نموده ، اما مهم تر از آن و در جهت نیل به مقصود، هیچ گاه بهره گیری از " سبک ماکیاولیستی  "  و یا بکارگیری اصطلاحات و عبارات نامأنوس ، غیر متعارف و عاری از اخلاق کلامی  نوشتاری همچون « مفسده ی مدیریتی » ، « گسترش فساد » « پلشتی ها و آفات »  ، « انحرافات مدیریتی » ،  « تخلفات مدیریتی ریشه دار و سازمان یافته » و ... را در ارزیابی و نقد مراکز آموزش عالی که در ُزمره ی نهادهای ارزشمند و فرهنگ ساز اجتماع ما هستند ، بر نمی تابد .

     با این توصیف ؛ آقای سلیمی نمین در شیوه ی انتخابی خود تحت عنوان « ُمناظره ی قلمی »  به مثابه ی یکی از بهترین روش های تشخیص و آگاه ساختن آحاد جامعه از عملکرد دانشگاه ،     با بهره گیری مکرر از عبارات پیش گفته ، اصول بنیادین« ُمناظره »و قداست الهی« قلم » (سوره ی ُمبارکه ی قلم آیه ی شریفه ی1) را نادیده انگاشته و لذا تلاش های دلسوزانه ی خود را برای اصلاح ناراستی ها ! مورد سوأل قرار داده و بطور کُلی رعایت اخلاق و ادب در کلام و نوشتار را به عنوان ابعاد اصلی فرهنگ ما ، به چالش کشیده است . آیا ، اتخاذ چنین روشی پسندیده است ؟

     2 ) اتهام انتسابی آقای سلیمی نمین به مسؤولان متعهد نظام مقدس ما با این عنوان که : « مفسده ی مدیریتی دانشگاه بسیاری از مناصب حساس را وامدار کرده و اجرای قانون را مُختل » ؛ مؤید تحلیل و کلام زیبنده ی اُستاد زیبا کلام است.  آیا جُز این است که مدیر محترم دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران با تمسُک به این ادعای عاری از اندیشه ،  در مرحله ای دیگر از سناریوی از پیش طراحی شده ، « چوب » را از دست آقای پالیزدار گرفته و با تمام توان « بازی متروک افشاگری » علیه شخصیت های مورد وثوق جامعه را تداوم بخشیده است . ما ، باور و فراتر از آن ایمان داریم که جامعه به سادگی مقصود از « حرکت های غیر اصولی حسابگرانه ی » معدودی از اشخاص را برای مخدوش ساختن دستاوردهای گرانمایه ی مسؤولان نظام و مدیریت دانشگاه ، درک کرده و به گونه ای خردمندانه نیز پاسخ مقتضی را خواهد داد .

     3 ) با استناد به علم مدیریت ، اذعان آقای سلیمی نمین به موفقیت دانشگاه آزاد اسلامی به عنوان مجموعه ای مفید و ارزشمن  و منشاء خدمات بسیار و بطور همزمان تاکید ایشان بر سوء عملکرد مدیریت دانشگاه ، به هیچ وجه قابل پذیرش نبوده  و به راستی بیان و ادعای مذکور مصداق بارز تضاد و تناقض گویی است .در این خصوص، متون علمی مربوط مؤید این اصل است که : موفقیت هر سازمان در تأمین هدف هایش و اتجام مسؤولیت های اجتماعی اش ، به عملکرد مدیریتی و یا انجام وظایف مدیریت  به نحو عالی ، بستگی دارد . لذا ، سازمان ساختار است و مدیریت عملکرد است . اما هرکدام وابسته بهمند و بدون یکدیگر در هر سیستم اداری غیر قابل تصورند ؛  دقیقاً همانطورکه کالبد و فیزیولوژی بهم گره خورده و در هر موجود زنده ای بهم وابستگی متقابل دارند .  بر این اساس ؛ تحلیل و استدلال ایشان بر مبنای تفکیک « موفقیت سازمان » از « عملکرد مدیریت » ، فاقد  ارزش و اعتبار علمی بوده و یا به تعبیر بهتر ، نوعی « قلم فرسایی بدون تدّبُر و مطالعه ی علمی » به شمار می آید . با این توصیف ، آیا جایز است که سازمان را موفق اما مدیر را متخلف دانست ؟ پاسخ بطور قطع منفی است .  

     به باور ما ؛ در وهله ی نخست اتکال به عنایات خداوند بخشایشگر و رحمگُستر به همراه برکت انقلاب اسلامی و حمایت مُبارک حضرت امام راحل ( ره ) و سپس اِعمال مدیریت کارآمد و اثربخش شامل برنامه ریزی و پیش بینی به موقع ، تفکر تحلیلی و انعطاف رفتاری ، سازماندهی و تقسیم کار منطقی ، شناسایی نقاط ضعف و قوت سازمان ، بهره گیری هوشمندانه از فرصت ها و اجتناب بخردانه از مخاطرات ، هدایت و رهبری در جهت مقاصد تعیین شده ، ارتباطات ضابطه مند ، تأثیر فردی و صبر و شکیبایی در برابر جفا و نامهربانی ها ، و بالاخره نظارت دقیق و اصلاح عملکردها ؛  از مصرف غیر متعارف سرمایه و نیروی کار و سایر عوامل مورد نیاز دانشگاه به میزان قابل ملاحظه ای کاسته و در نهایت موفقیت روزافزون سازمان در ربع قرن گذشته را برای جامعه ی ما به ارمغان آورده است.  بر این اساس و به زعم ما ؛ توسعه ی متوازن و همه جانبه ی دانشگاه و در نتیجه بهره مندی بیشتر جامعه از خدمات سازمان   در گَرو تثبیت و تداوم مدیریت ارشد آن است .

  

     4 ) ساختار دانشگاه آزاد اسلامی و مدیریت عالی آن نشأت گرفته از ارزش های متعالی انقلاب اسلامی ما   و آرمان های حضرت امام راحل ( ره ) است ، لذا تکریم و احترام و خدمت به مردم ، تبعیت از نظارت عمومی ، و حرکت در چهارچوب قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ؛ همواره به مثابه ی رسالت اصلی در صدر اهداف سازمان بوده  و ملاک عمل مدیریت آن قرار گرفته است . برای مثال ، مواردی همچون ترکیب اعضای هیأت مؤسس ، توسعه ی آموزش عالی در مناطق مختلف کشور ، بررسی مستمر و سالانه ی اسناد و مدارک و ترازنامه ی مالی دانمشگاه  توسط نهادهای ذیربط دولتی ، و بویژه موافقت صریح مدیریت دانشگاه با انجام بازرسی از طرف هیأت تحقیق و تفحصِ  مجلس شورای اسلامی در موارد مختلف ، از جمله ی مصادیق بارز بیان مذکور است .  بر این اساس ، چگونه می توان ادعای عدم تعلق به نظام سیاسی الهی ما و یا کارکرد خارج از حیطه ی نظارت عمومی و انحراف از صراط مستقیم را در خصوص عملکرد مدیریت متعهد و انقلابی دانشگاه ، پذیرفت .

     بدیهی است که ، جامعه به خوبی تمایز بین راهکار منسوخ « افشاگری سوگیرانه ی » گروهی قلیل   و رویکرد ارزشمند « نظارت عمومی »  را درک نموده و لذا دیر زمانی است که با استناد به « اقبال عمومی به دانشگاه »  حُکم به پاکی و فضیلت مدیر سازمان ما داده است . پس ، شایسته ا ست که  هدف « تخریب کاخ رفیع دانش »  با بهره گیری از استراتژی « خصومت و تهاجم به مدیریت » را وانهاده  و با جایگزینی بدیلی دیگر به مطالعه ی ُمدّبرانه « حدیث آفرینش » و تدوین پیشینه ی برازنده ی دانشگاه  به عنوان یک بخش مهم  از تاریخ ایران اسلامی و در نهایت تداوم پُر افتخار آینده ی آن ، همت گماریم .

    سرانجامِ سُخن ؛ از خداوند بخشنده و مهربان می خواهم که ما را در مقام « دلسوزان سالم سازی جامعه » در مراحل ُپر فراز و نشیب مسؤولیت های اجتماعی خود که بنا به تعبیر زیبنده ی قُرآنی در سوره ی مبارکه ی اَحزاب آیه ی شریفه ی 72  ، جُز «  امانت الهی » نمی تواند باشد و بویژه به هنگام ارزیابی همکاران و قلم فرسایی در خصوص نحوه ی عملکرد مدیران و ُمدّبران عرصه ی ارزشمند علم و فرهنگ ،  اندکی به تأُمل و تدّبُر و تفکر رهنمون سازد باشد که « کرامت بنی آدم » و « حُرمت تلاش های خالصانه ی یاران » را پاس داریم .

  من الله التوفیق

   دکتر مسعود قهرمانی    

۶ / ۵ / ۱۳۸۷

نوشته شده توسط دکتر علیزاده امامزاده | لینک ثابت | موضوع:  
یکشنبه 13 مرداد1387 ساعت 15:36

 

بر اساس گزارش آپریل 2008 صندوق بین‌المللی پول؛ ایران در سال 2007 از نظر نرخ تورم در بین 23 کشور در رتبه آخر یعنی در جایگاه بیست و سوم و از نظر نرخ بیکاری نیز در مقایسه با 13 کشور در رتبه سیزدهم قرار گرفته است. بر مبنای این گزارش متأسفانه ایران از نظر عدالت اجتماعی نیز در بین کشورهای منطقه از جایگاه مطلوبی برخوردار نیست به طوری که در مورد ضریب جینی که یکی از شاخص‌های نابرابری توزیع درآمد است ایران در بین 14 کشور در رتبه سیزدهم قرار دارد. ایران همچنین از نظر تولید ناخالص داخلی به قیمت جاری در رتبه سوم، از نظر رشد اقتصادی در رتبۀ شانزدهم و از نظر تولید ناخالص داخلی سرانه در رتبۀ دوازدهم قرار گرفته ‌است؛ آماری که نشان می‌دهد کشورمان با اهداف سند چشم‌انداز و جایگاه اول اقتصادی در منطقه هنوز فاصله زیادی دارد.

در حالی که آیت‌الله هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس خبرگان روز جمعه تاکید کرد ایران طی سه سال گذشته نه تنها بر اساس اهداف سند چشم‌انداز حرکت نکرده که «عقب‌گرد» هم داشته است؛ معاون اقتصادی مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت آمارهای بین‌المللی درباره وضعیت ایران را «نگران کننده» دانست و خواستار تلاش بیشتر دولت و نهادهای مختلف برای دستیابی به اهداف سند چشم‌انداز شد.

دکتر محمد باقر نوبخت، معاون پژوهش‌های اقتصادی مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام در گفتگویی با خبرنگار «شهاب‌نیوز» تاکید کرد: در حالی ٣ سال از رقابت ایران با کشورهای منطقه در راستای تحقق سند چشم‌انداز می‌گذرد که بر اساس آمارهای منتشره، ایران با جایگاه اول اقتصادی هنوز فاصلۀ زیادی دارد. 

وی گفت: مستند به گزارش آپریل 2008 صندوق بین‌المللی پول (IMF)، جمهوری اسلامی ایران در سال 2007 در بین 23 کشور منطقه (به جز عراق و کشور خودگردان فلسطین که فاقد آمارهای به‌روز بودند) از نظر تولید ناخالص داخلی به قیمت جاری در رتبه سوم، از نظر رشد اقتصادی در رتبۀ شانزدهم و از نظر تولید ناخالص داخلی سرانه در رتبۀ دوازدهم قرار گرفته ‌است. همچنین ایران از نظر نرخ تورم در بین 23 کشور در رتبه آخر، یعنی در جایگاه بیست و سوم و از نظر نرخ بیکاری نیز در مقایسه با 13 کشور در رتبه سیزدهم قرار دارد که شاخص‌ها نگران‌کننده‌ هستند.

نوبخت افزود: با توجه به توانائی‌های ملت ایران و ظرفیت‌های کشور که استقرار در جایگاه اول منطقه شایستۀ جمهوری اسلامی ایران می‌باشد، نیازمند تلاش گسترده‌تری برای دستیابی به اهداف سند چشم‌انداز کشور خواهیم‌بود. بنابراین منطقی است تا از همۀ ظرفیتهای کشور و مدیران و نخبگان اجتماعی در این هدف بزرگ ملی استفاده شود. 

وی تاکید کرد: متأسفانه از نظر عدالت اجتماعی نیز ایران در بین کشورهای منطقه از جایگاه مطلوبی برخوردار نیست. به طوریکه در مورد ضریب جینی که یکی از شاخص‌های نابرابری توزیع درآمد است، براساس گزارش مذکور، ایران در بین 14 کشور در رتبۀ سیزدهم قراردارد. 

معاون پژوهش‌های اقتصادی مرکز تحقیقات استراتژیک همچنین یادآور شد: در خصوص ضریب جینی براساس گزارش بانک مرکزی، این شاخص از 39/0 سال 1383 به 40/0 در سال 1385 تغییر یافته‌است که گویای نامطلوب‌تر شدن توزیع درآمدها طی دورۀ سه ساله 85-1383 می‌باشد. 

نوبخت افزود، نامقبول بودن شاخص‌های اعلام‌شده به معنی نفی تلاش‌های دست‌اندرکاران قوۀ مجریه نیست بلکه باید توجه داشت که سبقت گرفتن از سایر کشورهای منطقه و تحقق اهداف سند ملی چشم‌انداز در گروی برخورداری از تمام ظرفیت‌های ملی و توجه به توصیه‌های علمی و کارشناسی صاحب‌نظران کشور و اجرای دقیق برنامه‌ها و رعایت سیاستهای کلی ابلاغی از سوی مقام معظم رهبری است. 

وی در خاتمه ابراز امیدواری کرد که با بسیج همه امکانات و ظرفیتهای کشور و در سایه یک برنامه مناسب و مدیریت توانا، اهداف سند چشم‌انداز هنوز هم «دست یافتنی» است.

نوشته شده توسط دکتر علیزاده امامزاده | لینک ثابت | موضوع: