|
|
به گزارش خبرنگار شهابنیوز، خاتمی طی مصاحبهای با پایگاه اینترنتی بنیاد باران که روز شنبه منتشر شد در واکنش به انتقادات جریان حامی احمدینژاد که ادعا میکنند ایده گفتگوی تمدنها ایران را در موضع انفعال قرار داده است، گفت: «خوب بالاخره حرف زدن هزینهای ندارد. خیلی حرفها زده میشود، دروغهایی گفته میشود و ادعاها مطرح میشود که در مورد آن وجدان جامعه و تاریخ قضاوت میکند که کدام سیاست در موضع عزت ملت ایران بوده است و کدام سیاستها منافعی را برای مردم در بر نداشت. البته نمی خواهم به انگیزهها رجوع کنم تصورم این است که همه حتی آنهایی که حرفهای بی اساس میزنند، قصد خیر دارند، اما نمی دانند که حرفهای آنها چه هزینهای دارد».
رئیسجمهور سابق با اشاره به اظهارات آقای احمدینژاد درباره نابودی اسرائیل تاکید کرد: «دو سال قبل حرفهایی زده شد که در همان زمان سردمداران اسرایل گفتند این بزرگترین هدیهای بود که به اسراییل داده شد، گرچه ظاهر قضیه حرفهای تند وتیز و ضد اسراییلی و ضد غربی بود و با قصد خیرهم بیان شد، اما بهترین هدیه برای تثبیت اسراییل به شمار میرود».
وی افزود: ما معتقد بودیم و سعی کردیم ایران به عنوان کشوری که کانون انقلاب بوده، کانون استقلال خواهی، آزادی طلبی و پیشرفتخواهی باشد و در مقابل مطامع بیگانگان هم بایستد، و شیوههایی که مناسب وضعیتش هست را انتخاب کند، اگر سیاست تنش زدایی را در عرصه سیاست خارجی انتخاب کردیم به معنی سازش نبود و در راستای دفع مخاطرات و هزینهها از کشور بود، بدون اینکه هزینهای را پرداخت کنیم یا از اصول و منافع تنزّل کنیم.
خاتمی ادامه داد: «دراینجا لازم میدانم خاطرهای را نقل کنم دو سال قبل که به آمریکا سفر کردم یک سخنرانی دردانشگاههاروارد داشتم که دوستان بسیار نگران بودند، چون در آنجا یهودیان زیادی حضوردارند وثبت نام برای شرکت درمراسم سخنرانی ازطریق اینترنت و آزاد انجام شده بود وهیچ گزینشی انجام نشد و حتی تعدادی ازآنها با کلاهای مخصوص یهودیان درجمع حاضر شدند و در مقطعی که مصادف باطرح مسأله هولوکاست از جانب ایران بود سوالهای تندی را نیز مطرح کردند، اما بعد از این جلسه یکی ازنویسندههای معروف بوستون گلاب که یکی از روزنامههای معروف بوستون است و خیلی مخالف سفرمن به آمریکا بود، نوشت که خیلی برای ما شگفت انگیز و درد آوربود که خاتمی به اینجا آمد به شدت از آمریکا انتقاد کرد، برایش کف زدند، به شدت به اسراییل وصهیونیست حمله کرد، مورد تشویق قرار گرفت و از حزب الله به شدت دفاع کرد باز هم مورد تشویق قرارگرفت و ما فقط دعا میکنیم آدمهای مثل او که بسیار خطرناک هستند، برسر قدرت نیایند. آیا این انفعال است؟ آیا این که نماینده ملت ایران برود و حرفهایی را بزند و محکم هم حرف بزند و کمترین هزینه را ازجیب ملت نپردازد، انفعال است؟ آیا موضعگیریهای تند و تیز و حساب نشدهای که هزینه فراوان برای ایران داشته باشد و به هیچ یک از اهدافش نرسد و صرفا ملت با پرداخت هزینههایی در وضعیتی قرار بگیرد که زندگی برایش سخت تر شود و به تولید، اشتغال و بازارش لطمه بخورد و امید به زندگی کم شود دیپلماسی فعال است؟».
در آیه شریفه 6 سوره مائده آمده است :
"یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِذا قُمْتُمْ إِلَی الصَّلاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ وَ أَیْدِیَکُمْ إِلَی الْمَرافِقِ وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ إِلَی الْکَعْبَیْنِ"
ای کسانی که ایمان آوردهاید! هنگامی که به نماز میایستید، صورت و دستها را تا آرنج بشویید! و سر و پاها را تا مفصل ]> برآمدگی پشت پا[ مسح کنید! در جمله نخست لفظ «ایدی» بکار رفته که جمع «ید» است و چون «ید» در زبان عربی استعمالات مختلفی دارد و گاه به انگشتان دست، گاه به انگشتان تا مچ، گاه به انگشتان تا آرنج، و گاه به کل دست از انگشتان تا کتف اطلاق میشود لذا «الی المرافق» در صدد بیان مقدار واجب است نه در مقام بیان کیفیت غَسل و شستشوی دست.
اما راجع به مسح پاها، آیه شریفه بخوبی دلالت دارد که انسان برای گرفتن وضو دو وظیفه دارد:
1 ـ شستن دستها و صورت« فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ وَ أَیْدِیَکُمْ إِلَی الْمَرافِقِ ».
2 ـ مسح سر و پاها« وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ إِلَی الْکَعْبَیْنِ" ».
چنانچه ما این دو جمله را به نزد عرب زبانی که ذهن او مسبوق به هیچ یک از مشارب فقهی نباشد؛ بدهیم، بیتردید خواهد گفت که وظیفه ما نسبت به صورت و دستها شستن و نسبت به سر و پاها مسح است.
از نظر قواعد ادبی لفظ «أَرْجُلَکُمْ» عطف بر کلمه «رُؤُسِکُمْ» میباشد که نتیجه آن مسح پاهاست و نمیتوان آن را بر جمله پیشین و کلمه «ایدیکم» عطف کرد تا نتیجهاش شستن پاها شود زیرا لازمه این کار این است که در بین معطوف (أَرْجُلَکُمْ) و معطوف علیه (أَیْدِیَکُمْ)، جمله معترضه «وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِکُمْ» قرار گیرد که از نظر عربی درست نیست و مایه اشتباه در مقصود میباشد.
ضمنا در «أَرْجُلَکُمْ» میان قرائت نصب و قرائت جر فرقی وجود ندارد و بر مبنای هر دو قرائت کلمه «أَرْجُلَکُمْ» عطف بر «رُؤُسِکُمْ» است، با این تفاوت که اگر بر ظاهر آن عطف شود مجرور، و اگر بر محل آن عطف شود منصوب خواهد بود.
بطور خلاصه برخی ضررهای رعایت نکردن پوشش مناسب بانوان .
الف) برهم خوردن آرامش روانی
هنگامی که مردان و زنان در جامعه با حالتی برانگيزاننده ظاهر و هر لحظه با صحنه ای وسوسه انگیز مواجه شوند، هوس ها و امیال نفسانی در افراد جامعه بیدار شده و از آنجا که نفس انسان با رسیدن به یک هوس سیر نمی شود و این هوسبازی همچون شعله ی آتشي می ماند که هر چه هیزم به آن می رسد فروزان تر می شود، و از طرفی همه ی هوس ها پاسخ خود را نمی یابند و نمی توانند بیابند، فشار های عصبی و هیجانات روحی کم کم زیاد شده و نتیجه ی آن به شکل استرس، نگرانی، تفرق حواس، بداخلاقی و ... ظاهر می شود.
.jpg)
ب) سست شدن بنیاد خانواده
مردی که هر روز ده ها زن آرایش کرده و بی حجاب را می بیند و در محیط کار و مسیر حرکت با آنها مواجه می شود، بویژه هنگامی که لبخند و سخنان صمیمی و دلنشین آنان را می بیند و می شنود، وقتی به خانه می رسد، از مشاهده همسر خود که از زحمات کار روزانه خسته و غبار گرفته است، لذت نمی برد. در این شرايط کافی است که از تعهد و تقوی هم کم بهره باشد تا همسر خود را با ديگران مقایسه نموده و در نتیجه از زندگی مشتركشان دلسرد و زمینه ی انحراف و کژروی و احیاناً جدایی فراهم شود. بارها در جراید خوانده و یا از اشخاص شنیده ایم که آقایی با خانمی که در محیط کار یا تحصیل اوست ازدواج کرده و به تقاضای او همسر قبلی خود را طلاق داده است.
افزایش طلاق، افزایش تعداد کودکان فراری و خیابانی و کثرت فرزندان نامشروع که ناشی از اختلافات خانوادگی و بی میلی زن و شوهر نسبت به ادامه زندگی است، قابل انکار نیست، كه بیشتر این موارد ریشه در توجه به زنان و مردان کوچه و خیابان و محل کار دارد.
مشاهده زنان و دختران جوانی که بدون پوشش صحیح و یا خودنمایی و جلوه فروشی های مسموم در جامعه ظاهر شده اند، باعث تحریک مردان و پسران جوان شده و آنان را به وادی هرزگی و پوچی کشانده، به گونه اي كه حتی دانشگاه و کار را رها کرده و سر از زندان یا مراکز فساد و اعتیاد درآورده اند. آیا جبران خسارت ضایع شدن عمر این جوان ها کار ساده ای است؟ و آیا ضرری که از این ویرانگری های فکری و فرهنگی متوجه جامعه می شود، خسارتی ناچیز و قابل جبران است؟
ج) افزایش ناامنی و خیانت
سارقان همیشه در پی سرقت و تصاحب اموال دیگران هستند. اما هنگامی که شخصی بی احتیاطی می کند، مثلاً در خودو خود را باز می گذارد یا درب منزل را نمی بندد و یا طلا و جواهرات و پول خود را در معرض دید قرار می دهد، بیشتر در معرض دستبرد قرار می گیرد؛ چرا که سارقان زمینه را برای فعالیت خود مهیاتر می بینند.
همینطور افراد بیمار دل و کسانی که دنبال هوسرانی و کامجویی اند، وقتی خانمی را می بینند که پوشش لازم را ندارد و یا در مکان های عمومی با آرایش و لباس های برانگیزاننده حضور پیدا کرده، بیشتر تحریک می شوند، به او تعرض می کنند و با ایجاد مزاحمت های مختلف به اذیت و آزار می پردازند، تا آنجا که آبرو و حتی جان چنین خانم هایی بارها به دست این گونه افراد به خطر افتاده است.
اگر پرونده جانیانی که با عنوان هایی نظیر "خفاش شب"، "گروه عقرب"، "گروه باغ آلو" و ... محاکمه شده اند را مرور کنیم، خواهیم دید که تقریباً تمام کسانی که به دام اینان افتاده و پس از تحمل آزار های فراوان جان خود را از دست داده اند، خانم هایی بوده اند که پوشش لازم و خداپسند را نداشته اند. متأسفانه اینگونه قربانیان حوادث ناگوار کم نیستند و شک ندارم که اکثر آن قربانیان هرگز نه قصد ایجاد ناامنی در جامعه را داشته و نه از جان خود سیر شده بودند، بلکه به گمان خود می خواستند با لباس و آرایش مورد علاقه شان در کوچه و خیابان ظاهر شوند؛ غافل از اینکه این کار چه نتایج تأسف باری به دنبال دارد.
.jpg)
د) کم شدن ارزش و احترام زن در خانواده و جامعه
هنگامی که زنان در جامعه خودآرایی و خودنمایی نکنند و آرایش و دلربایی را به محیط خانواده محدود کرده، ویژه ی همسران خود قرار دهند، هر مردی برای همسر خود ارزش و احترام لازم را قائل است و نعمت زیبایی وسیله ای برای گرمی زندگي و حفظ حرمت همسران می شود. اما زمانی که این کار همگانی شود و هر مردی به راحتی از ده ها زن در کوچه و خیابان با نگاه و ارتباط نادرست بهره برد، دیگر حرمت و جایگاه زنان و نقش اصلی و امتیازات واقعی آنان به فراموشی سپرده خواهد شد و زنان تنها وسیله ای می شوند برای کامجویی مردان. در چنین شرایطی است که ممکن است مردی در کمال بی انصافی و نمک نشناسی به همسر خود بگوید: "زن هرچه بخواهم در کوچه و خیابان ریخته است."
چه زشت است این تعبیر، و چه سنگین است جرم کسانی که سبب می شوند ارزش زن تا این حد سقوط كند. و از این دردناک تر سوء استفاده ی برخی پول پرستان و دنیا طلبان از دختران و زنان و تبدیل کردن آنها به کالا و بلکه کمتر از کالا ست.
سؤال دیگری اینجا مطرح است؛ آیا لزوم پوشش بانوان در قرآن مطرح شده؟
بله، اتفاقاً بحث لزوم پوشش بانوان از مواردی است كه به صراحت و روشنی در دو جاي قرآن آمده است؛ یکی در سوره ی نور، آیات 30 و 31 و دیگری در سوره ی احزاب آیه 59.
البته بر اهمیت عفاف و پاکدامنی و حفظ حرمت اجتماع به طرق مختلف و مکرر در قرآن تأکید شده است، اما کیفیت پوشش بانوان در دو مورد به روشنی بیان شده است.
در این آیات این نکته ها مطرح شده:
الف) تذکر به مردان در باب پرهیز از نگاه حرام و رعایت پاکدامنی
ب) تذکر به زنان در باب پرهیز از نگاه حرام و رعایت پاکدامنی
ج) نهی زنان از آشکار نمودن سینه ها
د) پوشاندن گردن و سینه با روسری یا مقنعه
ه) ذکر موارد استثنا از حکم پوشش
و) پرهیز از خودنمایی و جلب توجه نامحرمان
.jpg)
مورد سوم و چهارم که بیشتر مربوط به بحث ماست، بنابراین به این دو مورد بیشتر خواهیم پرداخت.
نهی زنان از آشکار نمودن زینت
در بخشی از آیه می خوانیم: «و لا یبدين زینتهن الا ما ظهر منها؛ نباید زنان زینت های خود را آشکار کنند جز آن مقدار که طبیعتاً ظاهر است.»
واژه ی "زینت" در لغت به معنی چیزی است که موجب آراستگی است. در کهن ترین متون لغوی می خوانیم که «الزین نقیض الشین... و الزینة جامع لکل ما یتزین به؛ زیبایی نقیض زشتی است... و زینت آنچه را به واسطه ی آن آراستگی حاصل آید در بر دارد.» (1)
پس در حقیقت زینت عبارتست از نیکویی در هر چیزی، خواه عرضی باشد یا ذاتی؛ بنابراین زینت در زن، هر چیزی است که در شمار زیبایی ها و آراستگی ها و نیکویی ها آید.
بنابراین زینت را چنین تقسیم بندی می کنیم:
الف) زینت طبیعی: مانند موی سر.
ب) زینت مصنوعی:
1- رنگ: مانند آنچه که با لوازم آرایشی برر روی صورت انجام شود.
2- لباس: مانند برخی روسری ها که رنگ و نقش جالب توجه و تحریک کننده دارد.
3- زیور: مانند النگو و گردن بند.
اکنون که مفهوم زینت رامتوجه شدیم، باز آیه شریفه را مرور می کنیم:
«آنان نباید زینت خود را آشکار سازند.»
با توجه به مصادیق زینت و مثال هایی که زدیم، به روشنی به چشم می خورد که خداوند اجازه نداده است زینت زن یعنی موی سر او، آرایش صورت، لباس های مهیج و زیور آلات او برای نامحرمان آشکار باشد. و در ادامه آیه می فرماید: «الا ما ظهر منها؛ جز آن مقدار که طبیعتاًً ظاهر است.»
پوشاندن گردن و سینه به وسیله روسری یا مقنعه
در ادامه ی آیه می خوانیم: «وليضربن بخمرهن علی جیوبهن.» واژه "خمر" جمع "خمار" در اصل به معنی پوشش است، ولی معمولاً به چیزی گفته می شود که زنان با آن سر خود را می پوشانند (روسری یا مقنعه). "جیوب" جمع "جیب" به معنی یقه ی پیراهن است که از آن به گریبان تعبیر می شود و گاه به قسمت های بالای سینه (به تناسب مجاورت با آن) نیز اطلاق می گردد.
زنان قبل از نزول اين آیه، دامنه ی روسری خود را به شانه ها یا پشت سر می افکندند، به طوری که گردن و کمی از سینه آنها نمایان می شد و خداوند با فرستادن این آیه دستور داد زنان روسری خود را بر گردن خود بیفکنند تا هم گردن و هم آن قسمت از سینه که بیرون است پوشیده باشد.
برای توضیح بیشتر درباره مفهوم و لغات آیه شریفه می توان به تفاسیر مختلف عربی و فارسی از جمله تفسیر نمونه، جلد 14 مراجعه کرد.
به نظر می رسد هر بانوی مسلمان می تواند با انگیزه هايی پوشش مناسب داشته و حضورش در جامعه حضوری سالم و مفید باشد.
ابزار صداقت در دوستی با خداوند
بارها شاهد بوده ایم که افرادی اظهار دوستی و علاقه و ارادت پیدا کرده و گاهی از الفاظی نظیر "چاکرم"، "مخلصم"، "فدایت شوم" و ... استفاده کرده اند. اما فرض کنيم روزی به یکی از این افراد بگویی من مبلغی پول لازم دارم، در جواب خواهد گفت: "شرمنده ام، اتفاقاً من می خواستم همین درخواست را از شما بکنم." روز دیگر كه به او بگویی: «اگر ممکن است فلان کتاب را به من امانت بده بخوانم»، بگوید: «اتفاقاً خود تصمیم گرفته ام آن را مطالعه کنم.» بار دیگر و بار دیگر، هر بار از انجام خواسته مان سرباز زند و تنها به همان چاکرم و فدایت شوم لفظی اکتفا کند.
آيا در دل نخواهيم گفت اين چه دوستي است كه از زبان فراتر نمي رود و هيچ نمودي در خارج ندارد؟ اكنون درباره ي رابطه خود با خدا بايستي انديشيد. ما به خداي مهربان مان اظهار بندگي و اطاعت و دوستي مي كنيم و نشانه ي صداقت در اين دوستي انجام كاري است كه او مي پسندد.
مهمترين انگيزه براي پوشش تو همين است كه بخواهي به پروردگار خودت، خالق و رازق و فريادرس و بهترين دوست خودت، اظهار محبت كني و صداقت خويش را با گردن نهادن به خواسته ي او ثابت نمايي.
شكر نعمت هاي الهي و سلامتي و زيبايي
وقتي انسان سري به بيمارستان مي زند و بيماراني را مي بيند كه از نعمت سلامتي محرومند، جوان هايي را مي بيند كه چگونه روي تخت ها افتاده و در آرزوي روزي هستند كه بتوانند با پاي خود به محيط خانواده و جامعه بازگردند، آنگاه متوجه نعمت سلامتي مي شود.
اين سلامتي و زيبايي كه از بزرگترين نعمت هاي خداوند است، تشكر لازم دارد و حداقل تشكر و سپاسگزاري اين است كه به وسيله همان نعمت، با بخشنده ي نعمت مخالفت و معصيت نكند.
جا دارد كه يك بانوي مسلمان با حوصله بيشتر به اين عبارت دقت كند: «آيا انصاف است با وجود تمام اين نعمت ها با دشمن خدا (شيطان) همكاري كرد و خواسته ي خداوند بخشنده را ناديده گرفت؟!»
اگر روزي همراه فرزند خويش از راهي عبور كنيم، چند كودك را ببينيم كه مشغول بازي اند و از سبد سيبي كه همراه داريم به هر كدام يك سيب هديه بدهيم، در عوض چنانچه آنها از ما تشكر نكنند، بلكه كمي از سيب را خورده و باقيمانده آنرا به سر و صورت فرزندمان بزنند و او را مجروح سازند، قضاوت ما در مورد آنها چگونه خواهد بود؟
حال خداوند سبحان كه فرزند ندارد، اما مردم بندگان خدا و خانواده اويند؛ اگر خانمي به جاي شكر نعمت زيبايي و سلامتي، سبب بيماري روحي و آسيب ديدن باطني و روان بندگان خدا شود و آنان را از راه سعادت و كمال منحرف كند و به بيراهه، هواپرستي و شهوتراني بكشاند، چنين فردي چه تفاوتي با آن كودكان ناسپاس دارد؟
آري، شكر نعمت زيبايي و سلامتي، انگيزه ي مهم ديگري براي رعايت پوشش خداپسندانه است.
خلع سلاح شيطان
شيطان كه دشمن قسم خورده ي ما انسان هاست، همواره درصدد فريبكاري و ضربه زدن به ماست. او در پي زمينه هايي مي گردد كه بهتر بتواند انسان ها را فريب دهد. نداشتن پوشش مناسب، آرايش و خودنمايي زنان بهترين دام ها و وسايل وسوسه شيطان و فريبكاري اوست. چه بسيار پاكاني كه تسليم زر و زور نشده اند، ولي شيطان آنان را از طريق زناني بي توجه و خام، زمين زده است و از بهشت برين به جهنم كشانده است.
آري، بي جهت نيست كه پيامبر عزيزمان فرمودند: «النظر سهم مسموم من سهام ابليس؛ نگاه حرام تير زهرآلود شيطان است.» همانند يك شكارچي اگر نتواند آهوي تيزپايي را شكار كند، با پرتاپ تيري او را ضعيف و حركت او را كند مي كند و آنگاه به سرعت خود را به او مي رساند و او را مي گيرد.
همين طور وقتي شيطان مي خواهد دختر يا پسري با ايمان و متعهد را اسير خود كند،اما مقاومت او را مي بيند، ابتدا او را وسوسه مي كند تا با چشمش خيانت كند و با ترغيب او به نگاه حرام، نيروي ايمان را در وجود او تضعيف مي كند و كم كم او را به دام خود مي اندازد.
مي خواهم اين نتيجه را بگيرم كه يكي از انگيزه هاي قوي حفظ پوشش و عفاف و وقار، اينست كه هر بانوي مسلمان و معتقد اين سلاح را از شيطان بگيرد و او را از خود نا اميد سازد، و اجازه ندهد شيطان از او در جهت تأمين منافع خود استفاده كرده و او را به دام خويش گرفتار نمايد.
تحصيل امنيت فردي و اجتماعي
خانمي كه پوشش صحيح ندارد و خودآرايي مي كند، افراد مريض و مغرض را متوجه خود کرده و طبيعي است كه چنين افرادي مزاحمت هايي براي او ايجاد كنند و كم كم با شيوع اين برخوردها، ناامني در جامعه گسترش يابد. همانگونه كه قبلاً اشاره كردم، اغلب اسيدپاشي ها، آدم ربايي ها، تعرض ها و بي حرمتي ها نسبت به خانم هايي صورت گرفته كه از پوشش خوب و وقار لازم برخوردار نبوده اند. پس مي توان ادعا كرد كه حفظ امنيت فردي و اجتماعي هم از جمله انگيزه هاي قوي حفظ پوشش است.
شريك نشدن در جرم و تقصير ديگران
برخي از خانم ها كه با پوشش مهيج و آرايش هاي توجه برانگيز در كوچه و خيابان حاضر مي شوند، مي گويند: "ما نه خود اهل هرزگي و خيانت به همسرانمان هستيم و نه به افراد فاسد اجازه مي دهيم كه متعرض ما شوند و حتي با ما صحبت كنند؛ پس ما در عين حال كه پوشش لازم را نداريم، هرگز اجازه نمي دهيم از ما سوء استفاده شود و يا به دام افراد شياد و فرصت طلب بيفتيم."
بايد به چنين افرادي گفت وقار و متانت شما در مقابل نامحرمان ستودني و ارزشمند است، اما از دو نكته نبايد غافل شد؛
پيش از هر چيز، وقتي فهميديم پوشش بانوان خواست خداوند و فرمان اوست، در هر حال بايد مطيع او باشيم؛ حال در اين زمينه سوءاستفاده ي شيطان فراهم باشد يا نباشد. دوم اينكه گاهي اتفاق مي افتد مثلاً جواني با ديدن يك خانم كه پوشش مناسب ندارد و با اين سر و وضع برانگيزاننده در خيابان حاضر شده، تحت تأثير وسوسه هاي شيطاني قرار مي گيرد و مي خواهد مزاحمتي براي آن خانم ايجاد كند، اما با برخورد تند او مواجه شده و برمي گردد. ولي اين طوفان دروني او را به حال خود نمي گذارد و باعث مي شود به سراغ ديگري رفته و براي بقيه مزاحمت ايجاد كند. فريب خوردن دختري جوان و جدا شدن او از خانواده و درگيري و ضرب و شتم و گاهي فجايع ديگر، همه و همه پيامدهاي اين وضعيت اند. عامل اصلي اين خطاها و خسارت ها، همان خانمي است كه با وضع نادرست خود، زمينه ساز اين وسوسه ها و اشتباه ها شده است.
گاهي اين اشتباهات به خطاهاي بزرگتري منجر مي شود و جرمي بسيار سنگين پدپد مي آورد. و صد البته مسؤوليت اصلي اين وضعيت بر دوش مسبب اصلي و عامل اول است.
حال بايد انديشيد كه جرم خانم بي احتياطي كه با لباس و آرايش نامناسب خود، جواني را در معرض سيل وسوسه هاي شيطاني قرار داده، چقدر سنگين است و در چه گناهان بزرگي شريك شده، در حالي كه خود از همه جا بي خبر است و در دل مي گويد "من كه به كسي كاري ندارم و به راه خود مي روم."
پس گاهي رعايت نكردن پوشش و نداشتن وقار لازم، انسان را شريك جرم ديگران قرار مي دهد. پيامبر عزيزمان مي فرمايند: «هر كس سنت و روش حسنه اي را رواج دهد كه پس از او ديگران از آن تبعيت كنند، با عمل خوب هر نفر، ثوابي هم به آغازگر آن سنت حسنه داده مي شود، بدون اينكه از پاداش انجام دهنده ي عمل كم شود. و هر كس سنت و روش نادرستي را در جامعه رواج دهد و ديگران از او تبعيت نمايند، با عمل هر كس، يك گناه هم در نامه ي عمل آغازگر آن خطا و خلاف نوشته مي شود، بدون آنكه از گناه انجام دهنده ي آن چيزي كم شود.»
1- العين/ خليل بن احمد فراهيدي
پرفسور مولانا تاکيد کرد: طرح شعار گفتوگوي تمدنها فريبخوردگي بود، بايد «تمدن گفتوگوها» را مطرح کنيم.
پرفسور حميد مولانا روز چهارشنبه در آيين رونمايي از کتاب حکمت و ديالکتيک گفتاري در انديشه و روش دکتر محمود احمدي نژاد رييس جمهوري به قلم مجتبي زارعي با مقدمه پرفسور حميد مولانا تصريح کرد: فرهنگ غرب، فرهنگ مجادله و ستيزه است.
وي از اينکه اين فرهنگ به ديگر کشورها از جمله کشورهاي مسلمان و از جمله ايران تا حدوي سرايت کرده ابراز تاسف کرد و گفت: در برابر تصميم آنها فريب خورديم و به جاي مقابله با مجادله فرهنگها، ما گفتوگوي تمدنها را مطرح کرديم، چيزي که فراموش کرديم موضوع تمدن گفتوگو بود، نه گفتوگوي تمدنها.
مولانا در بخش ديگري از سخنان خود فرهنگ آمريکا و اروپاييها را فرهنگ مجادله و ستيزهجويي دانست و تاکيد کرد: گفتمان آنها در دنيا يک گفتمان مجادله است.
مشاور رييسجمهوري اظهار داشت: در مدت 50 سال تدريس در دانشگاههاي آمريکا متوجه اين مسأله شدم که در فرهنگ آنها حکمت و فضيلت معنا ندارد و تنها به مسايل تئوريک و آکادمي ميپردازند
مشاور رييسجمهوري خاطرنشان کرد: اگر امروز ميبينيم که برخي رسانهها به جاي پرداختن به رسالت خود مدام جيغ ميکشند و غوغاسالاري ميکنند، بايد ببينيم که از کجا آب ميخورند.
جناب مولانا حمایت بی دریغتان از دولت کنونی وانتقاد شما از دولت های گذشته بالاخص ۱۶ سال نشانگر اینست که شما نیز از سیاسی کارانی هستید که چشم بر واقعیت بستید ودر جهت رسیدن به اهداف خود از هر وسیله ای استفاده می کنید وفکر می کنید که با این بیاناتتان می توانید فکر مردم رو منحرف سازید واعتماد مردم رو به روسای جمهور سابق و عملکردهایشان خدشه دار نمایید
مولانا گفت: منظورم حمايت از جنبه مادي نيست بلکه حمايتهاي فکري است، چرا که انقلاب اصلي در دنياي امروزي انقلاب فکري است و بالاترين انقلاب فکري و انساني، انقلاب دروني است چرا که تا عقل و دل عوض نشود، انقلاب حاصل نميشود. وي با اشاره به انقلاب اسلامي و رهبري آن توسط امام راحل گفت: حضرت امام هم هدفش از انقلاب، انقلاب دروني در انسانها بود.
مشاور رييسجمهوري خاطر نشان کرد: امروز هم آقاي احمدينژاد دقيقا از اين تفکر و انديشه امام (ره) وام گرفته و در همان سمت و جهت حرکت ميکندولانا با اشاره به عملکرد مسؤولان در 16 سال گذشته و کوتاهي آنها در اين زمينهها گفت: ميتوان گفت: آنها هم قصور داشتند و هم تقصير. ما اعتقاد داشتيم که بعد از جنگ تحميلي نياز به بازسازي داشتيم اما بازسازي بر اساس کدام مدل و روش اسلامي؟
یعنی جناب اقای مولانا اقای احم...... در صدد انقلاب فکری وانسانی و انقلاب درونی در ما مردم ایران است زهی خیال باطل به نظرم اولین قدم ایشان باید این باشد که مانند امام راحل خودسازی رو از خود شروع بکند ایا امام خمینی ره همانند ایشان فامیل بازی( پور احمدی . احمدی مقدم .الهام . مشایی ) می کرد که ایشان رو شبیه امام راحل می کنید
وي در بخش ديگري از سخنان خود گفت: کار به جايي رسيده که رييسجمهوري از ولايت تکويني حرف ميزند در کشوري که تمام اساس آن ولايت تکويني است، به او حمله ميشود و افکارش زير سؤال ميرود.
به نظرم ایشان در باب رحیم مشایی ومشکلات اقتصادی مردم صحبت بکند کافی نیازی نیست که در خارج از حوزه تخصص خود قلم فرسایی وسخرانی کنند
مولانا اضافه کرد: آيا اگر رييسجمهوري سخنان خود را مسأله ولايت تکويني آغاز کند اتفاقي خاصي ميافتد که اينقدر به او حمله ميشود؟
مشائی كيست و در دولت نهم چه مي كند؟ بعد از انتخابات دكتر احمدی نژاد بعنوان رئيس جمهور دولت نهم، بسياری از نزديكان رئيس جمهور منتخب تلاش وافری كردند تا ماهيت مشائی را برای محمود احمدی نژاد روشن كنند از آن جمله حاج داوود احمدی نژاد برادر و بازرس ويژه رئيس جمهور بود كه در كشاكش انتخاب وزراء، معاونين و حلقه مشاورين رئيس جمهور پرونده سنگينی به قطر ده ها سانتيمتر مهيا ساخت تا شايد از ورود مشائی به كابينه جلوگيري كند ولی احمدی نژاد از جلسه تنفيذ حكم رياست جمهوريش مستقيم به خانه مشائی رفت تا زحمات حاج داوود احمدی نژاد به هدر رود.
گرچه احمدی نژاد مشائی را برای وزارت معرفي نكرد اما وی را به سمت معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان ميراث فرهنگی و گردشگری كه بعدها سازمان صنايع دستی نيز در آن ادغام گرديد برگزید و سفرهای خارجی و ارتباطات مسئله دار مشائی در آن سازمان مورد ساز شد.
جدا از مناسبات خارجی مشائی، نفوذ كلام او بر رئيس جمهور برای نزديكان احمدی نژاد نيز محل سؤال و دردسر شد آنچنانكه رضاخواه از مسئولين اصلی ستاد انتخاباتی احمدی نژاد، مشائی را از بلوك هاي بتنی گرداگرد احمدی نژاد خطاب كرد كه مانع رسيدن حرف حق به رئيس جمهوری محبوبش مي شود. و بعد مسئله اين شد كه مشائی چگونه توانست اين چنين بر احمدی نژاد تفوق يابد؟ مشائی با سابقه امنيتی و تشكيلاتی خاص، حساسيت ها و علاقه مندی های احمدی نژاد را به خوبی شناسايی كرد و در اين مسير احمدی نژاد را به اين باور رسانيد كه او وظيفه ای تاريخی به عهده دارد كه همانا آماده سازی زمينه های ظهور منجی عالم، قسمتی از آن است. عده ای معتقدند مشائی علوم غريبه مي داند و البته بعضی موضوع را ساده تر می پندارند يعنی ادعای ارتباط مشائی با بعضی از مرتبطين امام زمان(عج) برای احمدی نژاد كفايت می كند تا هدايت های مشائی را بپذيرد و مشائی پل ارتباطی و البته سريع الانتقال باشد، بدبين ها مشائی را از عناصر اصلی حجتيه جديد تعريف می كنند همان هايی كه به احمدی نژاد وعده شهادت قبل از اتمام سال دوم رياست جمهوريش را داده بودند.
البته مسئله مشائی سر درازتری دارد و آن اين كه گويا مشائی مسئول و رابط پروژۀ برقراری رابطه با آمريكا در دولت نهم شده، اتفاقی كه اگر به وقوع بپیوندد به عقيده بسياری زمينه ساز رأی آوری مجدد احمدي نژاد خواهد شد. مطالب مشائی نيز در اينجا معنا پيدا می كند يعنی او ناچار از اين است كه بی پروا و يكباره آرمانها و خط قرمزها را لگدمال كند، در غير اين صورت پروژه دچار آسيب مي شود و آن طرف آبی ها شايد پا پس بكشند. بي شك مشائی دچار تند روی شده و حتی اگر اين مطالب را برای تست كردن اركان نظام، مسئولين و مردم حزب الله مطرح كرده باشد، دوز بالای آن بی ترديد مشائی را از رياست سازمان بر كنار خواهد كرد حتی اگر عذر خواهی كند اما مسئله اصلی اين است كه آيا احمدی نژاد می خواهد و يا می تواند از خير مشائی بگذرد و گره هايی كه با او برقرار كرده مثل پيوند خانوادگی روند عبور اصولگرايان و انقلابيون را از احمدي نژاد تسهيل نخواهد كرد؟ و آيا بزرگان نظام حاضر به خالی كردن پشت حزب الله و حماس مي شوند؟ و آيا واقعاً انقلاب آنقدر پشتيبانی های مردمی اش را از دست داده است كه حاضر باشيم برای حفظ نظام هر خفتی را پذيرا باشيم.

