به نام خُدا
مباحث مطرح شده در مناظره ی مربوط به بررسی عملکرد دانشگاه آزاد اسلامی و بویژه پاسخ غیر علمی آقای عباس سلیمس نمین مدیر دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران تحت عنوان " سازمان را سپر مدیر متخلف نکنید " مُندرج در روزنامه ی ایران شماره ی 3977 مورخ 24/4/1387 صفحه ی 5 به دفاعیه ی موجه و منطقی آقای صادق زیبا کلام از این دانشگاه با عنوان " جایزه نوبل افشاگری به چه کسی تعلق می گیرد ؟ " ؛ بواسطه ی تعهد سازمانی ، رسالت خطیری را در مقام تداوم " دفاع مقدسِ " علمی و فرهنگی از شیوه ی مدیریت موفق دانشگاه و نیز هدایت و روشنگری افکار عمومی متوجه ما می سازد . براین اساس ، موارد ذیل را متذکر می گردد :
1 ) در آغاز ُسخن ؛ تاکید می نماید که جامعه و نظام سیاسی ما ُمتکی بر فرهنگ ُمتعالی اسلام و انقلاب است که همواره از طرح مسائل مدیریتی سازمان ها در چهاچوب مباحثی دوسویه به منظور روشن ساختن واقعیت ها استقبال نموده ، اما مهم تر از آن و در جهت نیل به مقصود، هیچ گاه بهره گیری از " سبک ماکیاولیستی " و یا بکارگیری اصطلاحات و عبارات نامأنوس ، غیر متعارف و عاری از اخلاق کلامی – نوشتاری همچون « مفسده ی مدیریتی » ، « گسترش فساد » « پلشتی ها و آفات » ، « انحرافات مدیریتی » ، « تخلفات مدیریتی ریشه دار و سازمان یافته » و ... را در ارزیابی و نقد مراکز آموزش عالی که در ُزمره ی نهادهای ارزشمند و فرهنگ ساز اجتماع ما هستند ، بر نمی تابد .
با این توصیف ؛ آقای سلیمی نمین در شیوه ی انتخابی خود تحت عنوان « ُمناظره ی قلمی » به مثابه ی یکی از بهترین روش های تشخیص و آگاه ساختن آحاد جامعه از عملکرد دانشگاه ، با بهره گیری مکرر از عبارات پیش گفته ، اصول بنیادین« ُمناظره »و قداست الهی« قلم » (سوره ی ُمبارکه ی قلم آیه ی شریفه ی1) را نادیده انگاشته و لذا تلاش های دلسوزانه ی خود را برای اصلاح ناراستی ها ! مورد سوأل قرار داده و بطور کُلی رعایت اخلاق و ادب در کلام و نوشتار را به عنوان ابعاد اصلی فرهنگ ما ، به چالش کشیده است . آیا ، اتخاذ چنین روشی پسندیده است ؟
2 ) اتهام انتسابی آقای سلیمی نمین به مسؤولان متعهد نظام مقدس ما با این عنوان که : « مفسده ی مدیریتی دانشگاه بسیاری از مناصب حساس را وامدار کرده و اجرای قانون را مُختل » ؛ مؤید تحلیل و کلام زیبنده ی اُستاد زیبا کلام است. آیا جُز این است که مدیر محترم دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران با تمسُک به این ادعای عاری از اندیشه ، در مرحله ای دیگر از سناریوی از پیش طراحی شده ، « چوب » را از دست آقای پالیزدار گرفته و با تمام توان « بازی متروک افشاگری » علیه شخصیت های مورد وثوق جامعه را تداوم بخشیده است . ما ، باور و فراتر از آن ایمان داریم که جامعه به سادگی مقصود از « حرکت های غیر اصولی حسابگرانه ی » معدودی از اشخاص را برای مخدوش ساختن دستاوردهای گرانمایه ی مسؤولان نظام و مدیریت دانشگاه ، درک کرده و به گونه ای خردمندانه نیز پاسخ مقتضی را خواهد داد .
3 ) با استناد به علم مدیریت ، اذعان آقای سلیمی نمین به موفقیت دانشگاه آزاد اسلامی به عنوان مجموعه ای مفید و ارزشمن و منشاء خدمات بسیار و بطور همزمان تاکید ایشان بر سوء عملکرد مدیریت دانشگاه ، به هیچ وجه قابل پذیرش نبوده و به راستی بیان و ادعای مذکور مصداق بارز تضاد و تناقض گویی است .در این خصوص، متون علمی مربوط مؤید این اصل است که : موفقیت هر سازمان در تأمین هدف هایش و اتجام مسؤولیت های اجتماعی اش ، به عملکرد مدیریتی و یا انجام وظایف مدیریت به نحو عالی ، بستگی دارد . لذا ، سازمان ساختار است و مدیریت عملکرد است . اما هرکدام وابسته بهمند و بدون یکدیگر در هر سیستم اداری غیر قابل تصورند ؛ دقیقاً همانطورکه کالبد و فیزیولوژی بهم گره خورده و در هر موجود زنده ای بهم وابستگی متقابل دارند . بر این اساس ؛ تحلیل و استدلال ایشان بر مبنای تفکیک « موفقیت سازمان » از « عملکرد مدیریت » ، فاقد ارزش و اعتبار علمی بوده و یا به تعبیر بهتر ، نوعی « قلم فرسایی بدون تدّبُر و مطالعه ی علمی » به شمار می آید . با این توصیف ، آیا جایز است که سازمان را موفق اما مدیر را متخلف دانست ؟ پاسخ بطور قطع منفی است .
به باور ما ؛ در وهله ی نخست اتکال به عنایات خداوند بخشایشگر و رحمگُستر به همراه برکت انقلاب اسلامی و حمایت مُبارک حضرت امام راحل ( ره ) و سپس اِعمال مدیریت کارآمد و اثربخش شامل برنامه ریزی و پیش بینی به موقع ، تفکر تحلیلی و انعطاف رفتاری ، سازماندهی و تقسیم کار منطقی ، شناسایی نقاط ضعف و قوت سازمان ، بهره گیری هوشمندانه از فرصت ها و اجتناب بخردانه از مخاطرات ، هدایت و رهبری در جهت مقاصد تعیین شده ، ارتباطات ضابطه مند ، تأثیر فردی و صبر و شکیبایی در برابر جفا و نامهربانی ها ، و بالاخره نظارت دقیق و اصلاح عملکردها ؛ از مصرف غیر متعارف سرمایه و نیروی کار و سایر عوامل مورد نیاز دانشگاه به میزان قابل ملاحظه ای کاسته و در نهایت موفقیت روزافزون سازمان در ربع قرن گذشته را برای جامعه ی ما به ارمغان آورده است. بر این اساس و به زعم ما ؛ توسعه ی متوازن و همه جانبه ی دانشگاه و در نتیجه بهره مندی بیشتر جامعه از خدمات سازمان در گَرو تثبیت و تداوم مدیریت ارشد آن است .
4 ) ساختار دانشگاه آزاد اسلامی و مدیریت عالی آن نشأت گرفته از ارزش های متعالی انقلاب اسلامی ما و آرمان های حضرت امام راحل ( ره ) است ، لذا تکریم و احترام و خدمت به مردم ، تبعیت از نظارت عمومی ، و حرکت در چهارچوب قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ؛ همواره به مثابه ی رسالت اصلی در صدر اهداف سازمان بوده و ملاک عمل مدیریت آن قرار گرفته است . برای مثال ، مواردی همچون ترکیب اعضای هیأت مؤسس ، توسعه ی آموزش عالی در مناطق مختلف کشور ، بررسی مستمر و سالانه ی اسناد و مدارک و ترازنامه ی مالی دانمشگاه توسط نهادهای ذیربط دولتی ، و بویژه موافقت صریح مدیریت دانشگاه با انجام بازرسی از طرف هیأت تحقیق و تفحصِ مجلس شورای اسلامی در موارد مختلف ، از جمله ی مصادیق بارز بیان مذکور است . بر این اساس ، چگونه می توان ادعای عدم تعلق به نظام سیاسی – الهی ما و یا کارکرد خارج از حیطه ی نظارت عمومی و انحراف از صراط مستقیم را در خصوص عملکرد مدیریت متعهد و انقلابی دانشگاه ، پذیرفت .
بدیهی است که ، جامعه به خوبی تمایز بین راهکار منسوخ « افشاگری سوگیرانه ی » گروهی قلیل و رویکرد ارزشمند « نظارت عمومی » را درک نموده و لذا دیر زمانی است که با استناد به « اقبال عمومی به دانشگاه » حُکم به پاکی و فضیلت مدیر سازمان ما داده است . پس ، شایسته ا ست که هدف « تخریب کاخ رفیع دانش » با بهره گیری از استراتژی « خصومت و تهاجم به مدیریت » را وانهاده و با جایگزینی بدیلی دیگر به مطالعه ی ُمدّبرانه « حدیث آفرینش » و تدوین پیشینه ی برازنده ی دانشگاه به عنوان یک بخش مهم از تاریخ ایران اسلامی و در نهایت تداوم پُر افتخار آینده ی آن ، همت گماریم .
سرانجامِ سُخن ؛ از خداوند بخشنده و مهربان می خواهم که ما را در مقام « دلسوزان سالم سازی جامعه » در مراحل ُپر فراز و نشیب مسؤولیت های اجتماعی خود که بنا به تعبیر زیبنده ی قُرآنی در سوره ی مبارکه ی اَحزاب آیه ی شریفه ی 72 ، جُز « امانت الهی » نمی تواند باشد و بویژه به هنگام ارزیابی همکاران و قلم فرسایی در خصوص نحوه ی عملکرد مدیران و ُمدّبران عرصه ی ارزشمند علم و فرهنگ ، اندکی به تأُمل و تدّبُر و تفکر رهنمون سازد باشد که « کرامت بنی آدم » و « حُرمت تلاش های خالصانه ی یاران » را پاس داریم .
من الله التوفیق
دکتر مسعود قهرمانی
۶ / ۵ / ۱۳۸۷

